سر فصل ها و عنوان ها در خصوص تاثیر اتوماسیون سازی کار ها و ورود هوش مصنوعی در شغل ها داستان های گیج کننده ای را ارائه می دهند. مرکز تحقیقاتی Pew از هزار و هشتصد و نود و شش کارشناس و متخصص درخواست کرد تا نظریات و تجربه های خود را در خصوص تاثیر اتوماسیون سازی و هوش مصنوعی در آینده ی کسب و کار ها را با آن ها به اشتراک بگذارند.

به ندرت نیمی از این کارشناس ها، حدود ۴۸ درصد، از آن ها این طور پیش بینی کردند که در آینده ربات ها و ارکان دیجیتالی جایگزین تعداد  بسیار زیادی از کارگران از هر طیف و گروهی خواهند شد. دیگر افراد در حدود ۵۲  درصد از کارشناسان و متخصصان توقع دارند که تکنولوژی های موجود زمینه های شغلی بیش تری را تا سال ۲۰۲۵ ایجاد و جایگزین کند. این نظریه نیز با تخمینی توسط Gartner همخوانی دارد که می گوید تا سال ۲۰۲۰ هوش مصنوعی و حدود ۲٫۳ میلیون شغل را ایجاد خواهد کرد، در حالی که همراه با آن نیز حدود ۱٫۸ میلیون شغل از بین خواهد رفت و دیگر جایگاهی در بازار کسب و کار نخواهد داشت.

تنها بخشی که در آن این متخصصان با یکدیگر توافق داشتند در این زمینه بود که اتوماسیون سازی همه ی شغل ها را جا به جا خواهد کرد و تغییر خواهد داد. در واقع، Mckinsey پیش بینی می کند که به سختی و به ندرت سی درصد از فعالیت ها در میان شصت درصد از همه ی شغل ها اتوماتیک خواهد شد. این امر به این معنی است که اغلب کارگر ها، از آن هایی گرفته که در کارخانه ها کار می کنند یا در انبار ها، تا اپراتورهای مرکز تماس به مشتریان، افراد برنامه ریزی کننده ی استخدام ها، و حتی مدیر عامل ها، همراه و موازی با دستیاران دیجیتالی کار خواهند کرد. طبیعت همه ی شغل ها در حال تغییر کردن می باشد همان طور که سازمان ها در حال گستردن و نفوذ قدرت هوش مصنوعی و ماشین های یادگیری در محیط های کاری می باشند.

اما به اعتقاد من مکالمه ی مرتبط با این مبحث بر نقطه ی اشتباهی تمرکز دارد. ما می دانیم که هوش مصنوعی و اتوماسیون سازی کار ها طبیعت و ماهیت کار های موجود در شغل ها و کسب و کار ها را تغییر خواهد داد. اما، تحت عنوان مدیران کسب و کار ها، ما نیاز به طرح یک سوال جدید داریم: در صورتی که کارگران تمام وقت یا پاره وقت تمامی کار ها و شغل های خود را خودشان به صورت اتوماتیک در بیاورند چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ در واقع، این سوال توسط یک برنامه ساز در جا به جایی های محیط های کاری مطرح و پرسیده شد، یکی از مهم ترین وبسایت های انجمن های برنامه سازی با این پست: ” آیا این برای من یک امر غیر اخلاقی است اگر که به کارفرمای خود نگویم که من کار های خود را اتوماتیک و خود کار کرده ام ؟ “

این سوال در غالب یک پست بیش از چهارصد و هشتاد هزار با مشاهده گردید و و از ما درخواست شد تا در خصوص یک مساله ی تاز ه در حال ظهور در محل کار بپردازیم : طرح و پاسخ به این سوال که ” اگر کارگران خودشان کارهای شان را خودکار اتوماتیک بسازند این امر به نفع چه کسی می باشد و چه تاثیری بر روی دیگر شغل ها می گذارد ؟ ”  در حالی که تهدید و خطر مرتبط با اتوماسیون سازی نقش خود را در بسیاری از مدیا ها بازی می کند، برخی از کارگران کار و مسائل مرتبط با کارشان را خودشان به دست گرفته اند و شروع به اتوماسیون سازی جنبه های مختلف و متنوع کاری شان کرده اند از ورودی داده ها گرفته تا مدیریت  فهرست موجودی و اجرا و اداره ی داده های  مرتبط با کارشان.

در حالی که شغل های خودکار در میان برنامه ریزان و برنامه سازان در حال افزایش می باشند و جایگاه شان را به دست می آورند، کارگران در طول دیگر کسب و کار ها و عملکرد های کاری شان در حال خودکار سازی جنبه های مختلف کاری و شغلی شان می باشند. آن ها استفاده کردن از دستیار گوگل را برای مدیریت کردن زمان های کاری پرمشغله و دستیابی به رنج وسیعی از بازده و بهره وری در طول جلسه ها و ملاقات های برنامه ریزی شده را تجربه می کنند، همچنین از آن برای دنبال کردن نتایج بعد از جلسه ها استفاده می کنند. همه ی این ها طیف گسترده ای از برنامه های پیاده سازی شده را در بر دارد، هم برای کارکنان و هم برای کارفرمایان. رهبران IT، کسب و کار ها و منابع انسانی نیاز دارند تا از خودشان پنج سوال را بپرسند، آن هم در حالی که طیف گسترده ای از خودکار سازی مشاغل در حال گسترش در میان بسیاری از فعالیت های شغل ها و صنایع می باشند:

۱) اتوماسیون سازی و هوش مصنوعی ( AI )  در آینده ی کسب و کار چه تاثیری خواهد داشت؟

اتوماسیون سازی و تاثیر هوش مصنوعی بر محیط های کاری در حال حاضر در حال اتفاق افتادن می باشد و عقب نشینی نیز نمی کند و تاثیر آن گذرا نمی باشد. در واقع، Mckinsey تخمین می زند که ۱۵ درصد از نیروهای کاری جهانی یا چهارصد میلیون کارگر با اتوماسیون سازی در طی دوره ای مابین ۲۰۱۶ تا ۲۰۳۰ جایگزین خواهد شد. در این جا فاکتور های متعددی وجود دارد که بر سرعت و گستره ی اتوماسیون سازی نیروی های کاری تاثیر خواهد داشت، مانند پویایی بازار کار و حقوق های تعیین شده و مرتبط با شغل های مشخص، و به همان نسبت، قابلیت های فنی مرتبط با اتوماسیون سازی و این که در فرهنگ یک شرکت نیز این اتوماسیون سازی پذیرفته شود. اما در این میان یک چیز قطعی وجود دارد: همان طور که ماشین آلات کار انسانی در محل های کاری اجرا و تکمیل می کنند، همه ی ما از این امر متاثر شده و نیاز داریم تا ماهیت کاری و شغلی مان را با این شرایط سازگار بسازیم. تعداد متعددی پست های مرتبط با بلاگرهایی مختلفی وجود دارد و همچنین مقاله هایی در این زمینه با عنوان هایی مانند ” چگونه می توانم کار خود را به واسطه ی Node JS اتوماتیک کنم ” یا حتی کتاب هایی در این زمینه، که یکی از تیتر های اخیر آن خودکار سازی کارکنان خسته کننده با برنامه ی Python می باشد، که همگی نشان دهنده ی گسترش این امر در صنعت می باشند.

۲) چه اتفاقی خواهد افتاد وقتی که خانواده ها شغل کلیدی خودشان را خودکار می کنند؟

برنامه ریزان از آن دست از  شغل خانوادگی هستند که به صورت روتین با استفاده از ابزار هایی شروع به خودکار سازی جنبه ها و مشخصه های مختلف شغل شان کرده اند. این کارگران یک چشم انداز را در صورتی که اتوماسیون سازی کاری نه با یک استراتژی اجرایی سطح بالا بلکه با یک روش سطحی آن هم توسط خود کارگران اجرا شوند را ارائه می دهند. برای منابع انسانی، کسب و کار ها، رهبران فن آوری اطلاعات ( IT )، شانس موجود این است که ذهنیت یادگیری را در میان کارکنان خود گسترش دهد بنابراین زمانی که  خودکار سازی شخصی توسط خود افراد رخ بدهد، کارگران برای یادگیری مهارت های جدید و دنبال کردن و سرو کله زدن با چالش های جدید تشویق خواهند شد.

۳) چه کسی از کسب و مهارت و یادگیری چگونگی انجام دادن کار ها توسط نیروهای کاری منفعت می برد؟

از نظر من هر دو گروه کارکنان و کارفرمایان از این که کارگران راه های جدید تر و بهتری را برای انجام دادن کار های شان یاد بگیرند سود می برند و این روند به نفع هر دو طرف می باشد. در حالی که بسیاری از کارکنان با آگاهی و دانش کاری به صورت روتین بسیاری از قرارداد های استخدامی را امضا می کنند که هیچ گونه پیشرفت امکانات هوشمندی در زمان کار در شرکت به کارفرما تعلق دارد، آیا این که کار ها به واسطه ی ورود حجم زیادی از تکنولوژی خودکار و اتوماتیک گردد باید ادامه داشته باشد؟ اگر که یک کارگر یک راه کار کاربردی و موثر را خلق کند، چرا نباید برای این کار پاداشی در نظر گرفته شود، راه های ارتباطی شرکت را گسترش داد، و راه هایی که کارگران می توانند از راه کارهای جدید شان برای پیشرفت در کار شان و افزودن یک سری مهارت ها در کار شان استفاده کنند را شناسایی کنید؟

۴) چگونه می توان خودکار سازی کار ها را از یک فرایند بالادستی به یک راهکار و عملیات پایینی و معمولی تبدیل کرد؟

در حال حاضر، تمرکز اصلی بر روی زمانی است که کارفرمایان تغییراتی را در کار ایجاد خواهند کرد و شغل ها را اتوماتیک و خودکار خواهند ساخت، اما این امر به عنوان فرایند خودکار سازی شخصی توسط خود کارگران در سرتاسر عملکرد های متنوع شغلی در نظر گرفته نمی شود، شروع کردن آن با برنامه سازان، اما گسترش دادن آن به اپراتور های مرکز سرویس مشتریان، همکاران استخدام نیروها و بیش تر از این موارد. در واقع، ما باید از خودمان این سوال را بپرسیم: آیا خودکاری سازی شخصی کار ها تبدیل به یک سری از مهارت های جدید برای کارگران خواهد شد؟ چگونه می توانیم کارگران را به این امر تشویق کنیم تا به دنبال راه هایی جهت خودکار سازی بخش هایی از کارشان باشند، و در این فرایند، و بخش هایی از کار های روزانه ی خود را اصلاح کنند. ما شاید حتی شاهد زمانی باشیم که در آن این فرایند خودکار سازی مشاغل منجر به چهار روز کاری در هفته مشغول به کار بودن گردد. در حال حاضر نیز کارگران معتقدند که می توانند کار های خود را در مدت زمان کم تری انجام بدهند. بر اساس تحقیق و مطالعه ای که توسط شرکت ما راه اندازی و اجرا شد، محیط های کاری در آینده، از هر چهار کارمند سه نفر از آن ها می گویند که آن ها می توانند کار های خود را در کمتر از هفت ساعت در یک روز کاری انجام دهند اگر که آن ها بدون وقفه کار کنند، در حالی که نزدیک به نیمی از آن ها ( ۴۵ درصد ) فکر می کنند که آن ها می توانند همه ی کار های خود را تنها در پنج ساعت در یک روز کاری جمع کنند و انجام بدهند.

۵) چگونه رهبران کسب و کار ها می توانند یک دیالوگ را در خصوص اتوماسیون سازی فردی شغل ها آغاز کنند؟

طبق گفته ی Rayan Duguid، ” این جا چیز هایی وجود دارد که ما نمی خواهیم اتفاق بیافتند. ” او افزود ” ما نمی خواهیم که کارگرانی که خودشان کار خود را خودکار می کنند به تنهایی این کار را ادامه بدهند. ما می خواهیم برای تلاش ها و کنجکاوی های شان به آن ها پاداش بدهیم.” گاهی اوقات اکثر شرکت ها تنها بر روی دستیابی به بازده ی سازمانی تمرکز می کنند، اما دیگر زمان آن رسیده است تا کارگرانی را که به دنبال دستیابی به بازده و کارایی شخصی می باشند را شناسایی کنیم. منابع انسانی، کسب و کار ها و رهبران فن آوری اطلاعات ( IT ) نیاز دارند تا بحث کردن در خصوص این که چگونه برخی از کارگران برخی از بخش های کاری خود را خودکار می سازند، کارایی و بازده ی خود را افزایش می دهند و برای خودشان رضایت مندی کاری ایجاد می کنند، و به همان نسبت نیز مهارت های جدید را برای افزایش ارزش کاری به کار خود می افزایند، را آغاز کنند. اکنون زمان آن رسیده است تا به جای بحث کردن در خصوص این که تکنولوژی در حال جایگزینی برخی کارگران می باشد به دنبال راه های بهتر و جدید تری برای انجام دادن هر چه بهتر کار ها توسط نیرو های کاری باشیم.

 

 

 

 

منبع: FORBES
ترجمه شده در گروه مجله بیستک به قلم رویا رجایی