برای سرگئی پاولویچ کارالیف، تشییع جنازه آغاز زندگی علنی او بود. در آن روزگار تعداد اندکی از صدر نشینان حکومت در شوروی او را می‌شناختند و تنها بعد از مرگش نام وی در روزنامه‌ها به چاپ رسید و مردم فهمیدند کسی را که در خبرها و کتاب‌ها با عنوان «سر مهندس طراح» سفینه‌ها فضایی معرفی می‌شد چه کسی بوده است.

کارالیف در روز ۱۲ ژانویه ۱۹۰۷ در ژیتومیر در اوکراین به دنیا آمد. پس از پایان دوره‌ دبیرستان، در دانشکده پلی‌تکنیک شهر کیف ثبت‌نام کرد اما تحصیلات خود را در آموزشگاه عالی فنی مسکو دنبال نمود. در اوایل دهه ۱۹۳۰ میلادی در «تساگی» یکی از مراکز اصلی تحقیقات هوایی شوروی به عنوان طراح مشغول به کار شد.

وقتی که گروه موشکی «گیرد» بوجود آمد، او تمام وقت خود را در آنجا می‌گذراند. این گروه در حقیقت هسته اصلی یکی از دو گروهی بود که بعدها به بنیانگذاران صنایع موشکی شوروی تبدیل شدند. در سال ۱۹۳۳ “گیرد” و گروه دوم که «گ.د.ل.» نامیده می‌شد. بنا به دستور توخاچفسکی فرمانده ارتش شوروی در هم ادغام شده و «مرکز تحقیقاتی موشکی» بوجود آمد. در این گروه افرادی همچون والنتین گلوشکو مخترع بزرگ صنایع موشکی شرکت داشت.

به دنبال توطئه‌ای که منجر به دستگیری و اعدام توخاچفسکی گردید بسیاری از افراد مورد حمایت او به اتهام خیانت و همکاری با وی دستگیر، اعدام یا تبعید شدند. کارالیف نیز یکی از آنها بود که در بازجویی فک پایینی او در اثر ضربه شکسته شده بطوری که تا پایان عمر نمی‌توانست دهان خود را کاملاً باز کند و یا سر خود را به عقب ببرد. در دادگاه چند دقیقه‌ای، او به ۱۰ سال زندان محکوم شد و به اردوگاه ناپریس مالدیاگ در سیبری منتقل گردید.

زمانیکه جنگ جهانی به خاک شوروی کشیده شد. استالین از  گلوشکو خواست که بهترین دانشمندان را انتخاب کرده تا با استفاده از  دانش و علم آنها سلاح‌های پیشرفته نظامی بسازد. گلوشکو شروع به جمع آوری این افراد از زندان‌ها کرد. در جمع این افراد بسیاری از طراحان و دانشمندان سیستم‌های هوایی و موشکی مانند توپولف و کارالیف بودند.

او که در ۲۷ ژوئن ۱۹۳۸ دستگیر شد بعد از ۶ سال در ۲۷ ژوئن ۱۹۴۴ آزاد و از وی رفع اتهام گردید. در اوت سال ۱۹۴۴ وی را به عنوان طراح اصلی و مدیر مرکز شماره ۳ طراحی موشک‌های بالستیک انتخاب کردند. در جریان جنگ جهانی دوم، مهندسان آلمانی به سرپرستی ورنر فون براون تلاش‌های برجسته برای ساخت موشک‌های نیرومند کردند و توانستند موشک‌های وی-۲ را بسازند. به دنبال شکست آلمان و پایان جنگ در سپتامبر ۱۹۴۵، کارالیف با هیئتی از طراحان و کارشناسان موشکی برای یادگیری فنون مربوط به موشک‌های آلمانی به آن کشور رفت.

بعد از بازگشت به شوروی او و همکارانش تلاش بسیار وسیعی را برای ساخت موشک انجام دادند که بسیار ثمربخش بود. ۲۷ اوت ۱۹۵۷ تاس خبر پرتاب موفقیت آمیز موشک قاره‌پیما شوروی را به جهان اعلام کرد. در ۴ اکتبر ۱۹۵۷ همین موشک اولین ماهواره جهان را به فضا برد و جهان را بهت زده کرد. ۳ نوامبر ۱۹۵۷ دومین ماهواره به فضا پرتاب شد و در مدار قرار گرفت.

موفقیت‌های بعدی در راه بود: گاگارین در ۱۲ آوریل به فضا پرتاب و افتخار بزرگی نصیب شوروی شد. نخستین پرواز همزمان دو ناو کیهانی سرنشین‌دار، نخستین زن در فضا. زمانیکه خبر رسید آمریکایی‌ها می‌خواهند سفینه دو نفره خود را به فضا بفرستند و در دومین پرواز این ناو، یکی از کیهان نوردان در فضا راهپیمایی کند، شوروی سفینه جدید که با موشکی قوی‌تر به فضا پرتاب شود را نداشت. سفینه‌های وستک تنها می‌توانست یک نفر را به مدار زمین ببرد و نه بیشتر. کارالیف به بازسازی ناو وستک پرداخت و از سفینه یک نفره، ناوی سه نفره ساخت! سفینه تغییر شکل یافته وستک، با نام واسخد قبل از ناو دونفره آمریکا به فضا پرتاب شد!

با هدایت کارالیف کاوشگرهای بسیاری یکی پس از دیگری به فضا اعزام شدند و هر یک موفقیت‌های بیشتری را نصب علم و دانش ساخت. وی دارای وسعت فکری و قدرت طراحی فوق‌العاده‌ای بود به طوری که سفینه‌ها و موشک‌های طراحی شده توسط او مانند ناو سایوز هنوز هم مورد استفاده قرار می‌گیرد.

کارالیف طرح سفر به ماه را بسیار جدی دنبال می‌کرد و اگر زنده بود، روس‌ها در سال ۶۷ یعنی حدود یک سال زودتر از آمریکایی‌ها به ماه می‌رسیدند. اما عمر این نابغه عالم فضانوردی به دلیل فشارهای جسمی و روانی دوران زندان و کار بیش از حد سال‌های بعد، زود بسر آمد. آثار آن زندان و تبعید ۶ ساله تا پایان عمر او را رنج می در سال‌های آخر عمر خونریزی داخلی معده داشت برای مداوا وقت نمی‌گذاشت و بالاخره معلوم شد که تنها عمل جراحی به او کمک خواهد کرد. عمل طولانی و سخت بود. به دلیل مشکلی که در زمان بازجویی برایش پیش آمده بود و دهانش به خوبی باز نمی‌شد و گردنش به سختی به عقب خم می‌رفت. پزشکان نتوانستند مواد بیهوشی از طریق ماسک اکسیژن وارد شش‌های او کنند. تزریق خطرناک بود اما راه دیگر وجود نداشت. عمل ۸ ساعت به طول انجامید. متخصص بیهوشی سعی کردند او را به هوش آورد، ولی بی‌فایده بود. قلب او از کار افتاد. نه ماساژ قلب و نه تزریق آدرنالین کمکی نکرد. به این ترتیب زندگی افسانه ای، پر شور  و پر ماجرای سرگئی کارالیف با مرگی ناگهانی وی در ۱۴ ژانویه ۱۹۶۶ پایان یافت اما از او نام در تاریخ فضا و فضانوردی باقیمانده است.

 

 

 

 

 

 

منبع: ایسنا