امروزه در عصر دیجیتال به طور فزایندهای ، اغلب صاحبان کسب و کار با تاکتیک های بازاریابی آشنا هستند و از جنبه های مختلف آن مطالب بسیاری شنیده اند و به خوبی می دانند که چقدر به آن نیاز دارند – بیشتر، رسانه های اجتماعی در این حیطه مورد توجه هستند. به عنوان یک بازاریاب، ما اغلب با صاحبان کسب و کاری مواجه می شویم که برای کمک به ایجاد استراتژی های مبتنی بر رسانه های اجتماعی به سوی ما می آیند. اغلب، این مشتریان تا حد زیادی بر ایده رسانه های اجتماعی به عنوان مهمترین تاکتیک متمرکز هستند که موجب می شود آنها دیگر بخش های مهم موجود در برنامه های بازاریابی خود را نادیده بگیرند.

اگرچه هیچ کس مخالف نیست که رسانه های اجتماعی یک ابزار مهم و قدرتمند برای بازاریابی هستند، ولی این موضوع نیز باید مورد توجه قرار گیرد که آن ها تنها ابزار نیستند، زیرا بسیاری از کسب و کارها هنگامی که بزرگترین پلت فرم رسانه های اجتماعی، فیس بوک، اخیرا از بین رفت موفقیت هایی را در زمینه بازاریابی تجربه کرده اند.

در ماه مارس سال ۲۰۱۹، فیس بوک و برنامه های دیگر مشابه، مانند اینستاگرام و واتس اپ، از کار افتادند، که باعث شد کاربران برای بیان ارسال نظرات، و سایر ارتباطات با کسب و کارهایی که به رسانه های اجتماعی به عنوان ابزار بازاریابی اولیه متکی بودند، دچار مشکل شوند. بسیاری از کسب و کارها به دلیل این قطع شدن درآمد ناشی از عدم دسترسی به مشتریان بالقوه خود از طریق تبلیغات و یا از طریق صفحات و گروه های خود، به طور چشمگیری از دست دادند.

این که چنین شرکت هایی به دلیل این قطع رسانه ها بلافاصله با از دست رفتن درآمد و مشتریان بالقوه خود مواجه شده بودند تنها یک نتیجه دارد. اگر این شرکت های کوچک طرح ریزی بنیادین و قوی تری با استفاده از تاکتیک های مختلف و متنوع  داشته باشند، از بین رفتن یک ابزار بازاریابی به تنهایی نمی تواند تا این اندازه بر آن ها تاثیر بگذارد.

به طور کلی، برنامه بازاریابی شما نباید بر روی یک تاکتیک بیش از سایر ابزار تکیه کند. ضروری است استراتژی بازاریابی شما که ترکیبی باشد از دارایی های بنیادی که خودتان آن را کنترل می کنید، و همچنین ابزارهای  برگرفته از شخص ثالث مانند سیستم عامل های رسانه های اجتماعی.

مبانی طرح بازاریابی

دارایی های بنیادی چیزهایی هستند که شما مالک آن هستید و بر آنها نظارت می کنید، مانند وب سایت و لیست ایمیل سازمان تان. با تضمین اینکه استراتژی بازاریابی شما دارای روند به روز رسانی منظمی برای وب سایت شما و یک لیست ایمیل قدرتمند است، در واقع شما در طول مدت زمان طولانی بازار و مشتریان خود را افزایش می دهید در حالی که به طور مداوم نیز آنها را ارزش گذاری می کنید. این به مشتریان بالقوه شما کمک می کند در مورد شما بیشتر اطلاعات بگیرد، و به طور کامل به شما اعتماد کنند و در نهایت از شما خریداری کند.

بله، این روش  ممکن است نسبت به موفقیت فوری به واسطه یک کمپین تبلیغاتی رسانه های اجتماعی کمی طولانی تر به نظر برسد، اما افزایش دادن تعداد مشتریان وفادار در طول زمان به همان اندازه به عنوان یک تبدیل سریع مهم است. این چیزی است که یک شرکت در حال رشد در طولانی مدت و حتی در زمان های خارج از برنامه به آن نیاز دارد.

بازاریابی ایمیلی

پیش از این نگرانی های بسیاری در صنعت وجود داشته است مبنی بر این که آیا ایمیل ممکن است یک استراتژی بازاریابی موثر باشد، زیرا رسانه های اجتماعی و پیام های ارسال شده با برنامه هایی همچون واتس اپ  افزایش محبوبیت چشمگیره داشته اند . اما ماجرای قطع شدن یکباره ی شبکه های اجتماعی که اخیراً رخ داد یادآوری کرد که ایمیل ها  به نسبت این شبکه ها، در هر برنامه بازاریابی جایگاه محکم تری دارند، به شرطی که پیام و محتوای این ایمیل ها برای مخاطبان شما مناسب و جالب باشد.

 این ایده  را که ایمیل در حال نابودی و منسوخ شدن است، بررسی می کند و نشان می دهد که این روش در حال تحول است و بیان می کند که ۵۹ درصد از بازاریابان روشB2B گزارش دادند که ایمیل تاکتیکی ترین روش بازاریابی است.

اولین پیامی که برند برای مخاطب دارد

مهم نیست که تاکتیک های بازایابی شما از چقدر از این قبیل برنامه ها استفاده می کند مهمتر از همه این است که پیام کلی برند شما برای مخاطبان واضح و خلاصه و جالب باشد. ابتدا باید پیام تبلیغاتی و دستورالعمل خود را توسعه دهید. در حالت ایده آل، این یکی از اولین مواردی است که شرکت در ابتدای کار انجام خواهد داد و همچنین به طور دوره ای به هنگام تغییرات استراتژی های شرکت، توسعه می یابد.

داشتن یک پیام تبلیغاتی قوی از آغاز یک پایه محکم برای هر گونه ارتباط است. هنگامی که از نام برندتان برای ساختن پیام تجاری خود بهره می گیرید، این موضوع شامل تمام اشکال ارتباطی است که مربوط به شرکت و یا محصولات شما خواهد بود. نام تجاری  برای شما بیش از فقط  یک نام است. همچنین طرح های گرافیکی بصری (یعنی لوگو، برچسب، پالت رنگی و تایپوگرافی) و سبک های ارتباطی درونی و خارجی (به عنوان مثال صدای شما و نحوه برقراری ارتباط با درون سازمان و محیط خارجی سازمان) برآمده از تکنیک های بازاریابی است.

کلید هویت نام تجاری خوب این است که آنچه را که مشتریان شما می خواهند در مورد شما فکر کنند و آنچه را که واقعا فکر می کنند مورد توجه قراردهید. سپس، در تلاش برای ساختن این دو ایده با هم کار کنید. هماهنگی در این زمینه نیز بسیار مهم است. با ایجاد یک کتابچه راهنمای دستورالعمل دقیق که شامل تمام زنگ ها و صداهای ارتباط بصری و کلامی / نوشتاری است، شانس بیشتری برای ماندگاری دارید.

وب سایت شما باید آموزنده باشد و بر مبنای تن و صدایی طراحی شده باشد که تمامی ویژگی های شما را به خوبی نشان دهد . پروفایل های رسانه های اجتماعی، پست ها و تبلیغات شما نیز باید دستورالعمل های برآمده از نام تجاری تان را در راستای انتقال پیام مناسب و مرتبط دنبال کنند. همچنین ایمیل های شما باید با صدایی که نشان دهنده ویژگی های اساسی شماست، به مشتریان خود اطلاعات با ارزشی بخشیده باشند.

اغلب صاحبان کسب و کار در تاکتیک های بازاریابی  و برای پیدا کردن راه های سریع ارتباط با مشتریان خود، آنها را جنبه های مفهومی و مهمتر از طرح بازاریابی صرف در نظر می گیرند: آن ها حاوی پیام برند و دارایی های بنیادی سازمان هستند.

منبع: FORBES
ترجمه شده در گروه مجله بیستک به قلم  آناهیتا قوامی