آیا وقتی کسی در کار خود حقیقتاً به موفقیت می رسد، تعادل کار و زندگی هنوز برایش معنایی دارد؟ برخی از کسب و کار ها در فصول خاصی مجبور می شوند ساعات کاری خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهند، اما پژوهش ها نشان می دهد افزایش ساعات کاری از یک میزان مشخص به بعد، بهره وری را به طرز چشمگیری با افت مواجه می کند.

مطالعات نشان می دهند با خستگی بیشتر، هوش هیجانی و توانایی های افراد در تصمیم گیری افت می کنند. به همین دلیل، انسان های واقعاً موفق به خوبی می دانند چطور میان کار و زندگی شخصی خود تعادل برقرار کنند.

برقراری تعادل میان کار و زندگی شخصی می تواند دشوار باشد. لازم است به یاد داشته باشید تعادل همیشه نسبتی پنجاه پنجاه نیست. گاهی اوقات لازم است زمان بیشتری به کار اختصاص دهید و گاهی وقت ها هم باید به زندگی شخصی تان بیشتر بپردازید. اصولاً ایده ی تعادل کار و زندگی یعنی آنقدر روی یکی از این دو متمرکز نشوید که به کلی از دیگری غافل بمانید. افراد موفق دریافته اند چگونه با هدفگذاری و مشخص کردن انتظارات، رسیدگی به امور منزل، استراحت و برونسپاری امور در صورت امکان، این تعادل را برقرار کنند. در نتیجه، برای اجتناب از فرسودگی شغلی و حفظ بهره وری کلی خود آمادگی بیشتری خواهند داشت.

در حالی که دستیابی به تعادل کامل بین کار و زندگی شخصی غیر ممکن است، استراتژی هایی وجود دارد که می تواند مورد استفاده قرار گیرد تا اطمینان حاصل شود که شما در جایی هستید که باید در کسب و کار و زندگی شخصی خود باشید. این که آیا شما یک صاحب کسب و کار کوچک هستید یا یک مدیرعامل شرکت، اینفوگرافی زیر  راهنمایی  قابل اجرا است که می توانید برای رسیدن به تعادل زندگی کاری و شخصی استفاده نمایید.

 

تعادل در زندگی شخصی و کاری