شما در طول زندگی، خود را برای دوران بازنشستگی آماده می کنید و در این راه هر چیزی را تا انتها مورد محاسبه قرار می دهید. مطمئن هستید همه چیز را درست انجام داده اید و واقعاً هم همینطور است. بنابراین در دوران بازنشستگی این اطمینان را دارید که همانطور که برنامه ریزی کرده بودید با آسایش زندگی خواهید کرد.

اما اینطور نیست و آن هم تقصیر شما نبوده است.

شما قربانی بدشانسی شده اید. در همان لحظه ای که تصمیم گرفتید بازنشسته شوید، بازار دچار بحران شده و شما و بازنشستگیتان را هم دچار بحران خواهد کرد.

حرفهای این مسئله را بدین شکل می نامند: «توالی ریسک بازده».

مایکل کیتس، عضو و مدیر انجمن مدیریت دارایی درگروه مشاوره پیناکل در کلمبیا، مریلند، متخصصی است که انرژی زیادی را صرف شرح مسئله ی توالی ریسک بازده نموده است. او آن را اینگونه توصیف می کند: «حتی اگر دارایی های دوران بازنشستگی شما بازده بلندمدت مورد نظر را حاصل کند، باز هم چنانچه توالی این بازگشت سرمایه نامناسب باشد، بازنشستگان ممکن است به دلیل افزایش نرخ برداشت سرمایه خود را از دست بدهند… یعنی بازده نامناسب در سالهای اولیه، بعلاوه افزایش برداشت از حساب، بدین معنا خواهد بود که حتی اگر بازده سرمایه مناسبی بدست آمده باشد، باز هم پول چندانی برای بازیابی مالی و خرج کردن وجود نخواهد داشت.»

چیزی که باید بدانید از این قرار است:

تمامی محاسباتی که پیش از بازنشستگی انجام داده بودید را به یاد دارید؟ در این محاسبات، نرخ بازگشت سرمایه سالانه بصورت میانگین فرض شده بود. در طولانی مدت، این میانگین ممکن است دقیق باشد. اما در زندگی واقعی، این بازده سالانه به ندرت برابر با مقدار میانگین خواهد بود و عدد آن ممکن است در هریک از طرفین این میانگین قرار بگیرد.

این مشکل زمانی اتفاق می افتد که بازنشستگی را با نرخ بازده سالانه بسیار کمتر از میانگین آغاز کنید. مثلاً اگر شما نرخ ۴% را برنامه ریزی کرده باشید اما نرخ برداشت پول به ۵ یا ۶% برسد، آنگاه سقوط بازار همانند سالهای ۲۰۰۹-۲۰۰۸ اتفاق خواهد افتاد. این همان توالی ریسک بازده است.

اینجا یک مسئله ی دوگانه اتفاق می افتد. اول اینکه شما در نهایت با درصد برداشت بالاتری از آنچه برنامه ریزی کرده بودید مواجه خواهید شد. یعنی سرمایه دوران بازنشستگی را زودتر از موعد به اتمام خواهید رساند. و دوم اینکه، درصدهای بالاتر نرخ برداشت سبب می شود تا کل سرمایه بازنشستگیتان کمتر از آنی باشد که تصور کرده بودید. یعنی هرگونه رشد آتی، مبتنی بر سرمایه ی اندکتری خواهد بود. از این رو، دستیابی به رشد مورد نظر سخت تر خواهد شد.

گیر افتادید! یعنی در همان مشکلی که در وال استریت به آن پیاده روی تصادفی می گویند.

آیا می توانید از این مسئله پیشگیری کنید؟

بله.

اما به شرطی که از کنار گذاشتن منطق مرسوم هراس نداشته باشید.

شاید سئوال بهتر این باشد که «آیا بایستی کاری برای پیشگیری از این مسئله انجام دهید؟» نهادهای سرمایه گذاری سالها پیش دریافته اند که بهتر است سرمایه را بخش بندی نکرده و هریک از آنها را برای یک هدف ویژه اختصاص ندهند. بلکه بازده بلندمدت بهتر زمانی حاصل می شود که سرمایه های تخصیص داده شده برای اهداف مختلف، متمرکز به یک هدف شوند. این فلسفه «بازده کلی» توسط نهادهای سرمایه‌گذاری مالی، طرحهای بازنشستگی و سایر نهادهای مشابه دنبال می شود.

شما البته یک مؤسسه نیستند، چرا که ابدی نخواهید بود در حالی که مؤسسات اینگونه اند. شما دارای احساسات هستید اما مؤسسات اینگونه نیستند.

برخی افراد می توانند احساسات خود را نادیده بگیرند و برخی نمی توانند. بهتر است دقیقاً بدانید که شما متعلق به کدامیک از این دسته ها هستید. هیچ پاسخ درست یا غلطی وجود ندارد. بلکه پاسخی هست که برای شما صحیح خواهد بود.

اگر می توانید با بالا و پایین شدن بازار خود را حفظ کنید، انگار که کاملاً خونسرد سوار بر یک ترن برقی هستید که سرمایه‌ی دوران بازنشستگی شما را به همراه می برد، آنگاه به دسته اول تعلق دارید. یعنی قادرید احساسات خود را کنترل کنید و دارای این انضباط هستید که فسلفه ی بازده کلی مؤسسات را به خوبی درک کنید.

اما از سوی دیگر، اگر با هر بار بالا و پایین شدن بازار معده شما به هم می ریزد، پس بهتر است رویکرد دیگری را اتخاذ کنید. در این رویکرد شاید به بازده کلی ماکزیمم دست پیدا نکنید، اما دستکم خواب راحت‌تری خواهید داشت. مشکلی نیست که از سود اندکی چشم بپوشید و در عوض خواب شبانه ی بهتری داشته باشید.

در اینجا نحوه ی انجام این کار را خواهید آموخت.

درست پیش از دوران بازنشستگی، شروع کنید به ذخیره کردن سرمایه بعنوان حساب دوم بازنشستگی. برخلاف حساب اولیه، که برای رشد بلندمدت سرمایه گذاری شده، این حساب دوم تنها یک هدف را دنبال می کند: حفظ سرمایه.

این حساب را می توان در جهت سرمایه گذاری بر روی محصولاتی با ارزش ثابت، همانند بازارهای مالی و حتی بصورت کوتاه مدت مورد استفاده قرار داد.

هدف شما از داشتن این حساب، جمع آوری پول کافی برای پوشش دستکم دو سال از هزینه های بازنشستگی است. اگر واقعاً می خواهید خود را به خوبی حفظ کنید، پنج سال از هزینه های بازنشستگی را در این حساب ذخیره کنید.

این حساب دوم بعنوان بیمه شما در مقابل افتادن احتمالی در قلمرو مشکلات ناشی از توالی ریسک بازده محسوب خواهد شد. اگر بلافاصله بعد از بازنشستگی همه چیز ناگهان دچار مشکل شود، شما خواهید توانست تا زمانی که حساب اولتان زمان کافی برای بازیابی را بدست آورد، از حساب دوم استفاده کنید.

برای همین است که داشتن سرمایه نقدی (یا معادل آن) به مدل دو سال ضروری است. بصورت کلی، بازاری که در بحران فرو رفته قادر است ظرف دو سال بازیابی شود، اما در بدترین شرایط این مسئله ۵ سال به طول می انجامد (همانند سال ۲۰۰۹-۲۰۰۸). وقتی که بازار در فاز بحران و یا طی فاز بهبودی قرار دارد، شما امکان این را خواهید داشت تا از حساب ذخیره خود خرج کرده و نیاز ندارید تا به حساب اصلی بازنشستگی خود دست بزنید.

بنابراین بایستی به این حساب ذخیره بعنوان صندوقی اضطراری برای بازنشستگی نگاه کنید. بسیاری از برنامه ریزان مالی پیشنهاد می کنند که بایستی طی دوره ی کاری، بین ۶ ماه تا دو سال هزینه های خود را در یک حساب مالی ایمن ذخیره نمایید. این صندوق اضطراری در هنگام از دست دادن کار و یا مواجهه با هزینه های غیرمنتظره و بزرگ به کار خواهد آمد.

این صندوق ذخیره طی دوران بازنشستگی همان کارکردی را خواهد داشت که صندوق اضطراری طی دوران کاری دارد. در واقع، صندوق اضطراری دوران کاری می تواند در نهایت به صندوق ذخیره دوران بازنشستگی مبدل شود. فقط کافی است اندکی پول بیشتر به آن اضافه کنید. این حساب از مسئله ی توالی ریسک بازده شما محافظت خواهد کرد.

اما اگر همه چیز بر وفق مراد شما پیش برود چطور؟ خب، شما خواهید توانست همانطور که برنامه ریزی کرده اید از حساب اولیه خود برداشت کنید. بعلاوه، طی سال های واقعاً خوب، حساب ذخیره ی شما می تواند سود مناسبی را برایتان داشته باشد.

باز هم تأکید می کنیم، که داشتن دو حساب متفاوت به شما بالاترین سرمایه ممکن را ارائه نخواهند کرد، اما احتمال اینکه پیش از پایان زندگی، پول بازنشستگیتان به اتمام برسد را کاهش خواهد داد.

بدین ترتیب خواهید توانست زمانی که چشمانتان بسته می شود، لبخندی بر روی لب داشته باشید.

منبع: FORBES
ترجمه شده در گروه مجله بیستک به قلم شهرام شیری