چند ماه پیش، یک مجموعه دقیق و کامل در این خصوص منتشر کردم که جامعیت سیستم مدیریت باید به عنوان یک استراتژی رشد برای شرکت ها در همه صنایع مورد پذیرش قرار گیرد. من تا آنجا پیش رفتم که به نتایجی مبنی بر این رسیدم که این موضوع باید به مثابه گنجاندن یک مهارت در مدیریت مورد نظر قرار گیرد. هر رهبر و مدیر عامل شرکت باید زمانی که شروع به کار می کند، این مهارت را آموخته، تمرین کرده  و بر آن تسلط یابد.

امروزه جامعیت مهم ترین مهارت مدیریت است. چرا؟ از آنجا که ما از عصر استاندارد سازی به عصر  فردگرایی شخصی سازی تغییر کرده ایم. کسانی که توانایی درگیر شدن  در شیوه های متفاوت کاری را دارند، قادر خواهند بود روش های تقویت شده خود به واسطه استاندارد سازی را نیز  تغییر دهند – چرا که بسیاری از آنها دیگر اعمال نمی شوند و پیشرفت آهسته و پیوسته – روشی نوین در رهبری در راستای واقعیت های جدید جامعه ما است.

امروز من در حال ایجاد یک سری جدید در زمینه مراقبت های بهداشتی در عصر شخصی سازی و فردگرایی هستم. به عنوان یک جامعه، ما از هر زمان دیگری شاهد تنوع بیشتری هستیم، ما اکنون از هر زمان دیگر آگاهی بیشتری داریم ، و به شخصیت و آگاهی خود  افتخار می کنیم.

یک فرد ممکن است یک لاتین، یک فرد درونگرا، فردی از نسل هزاره باشد، همچنین می تواند یک فرد صبح به این معنا که کارایی اش در صبح ها بیشتر است، باشد، یا یک اقتصاددان آموزش دیده باشد، او می تواند یک شهروند عادی، یک کارمند با توانایی بالقوه بالا باشد. ممکن است در پیش بینی دورنمای شغلی و پیش بینی مسائل متفرقه تخصص داشته باشد، در حالی که شخص دیگری با همان میزان توانایی  بر مسایل جزئی متمرکز باشد و بتواند به دقت برنامه ریزی مسیر روزانه را در جهت موفقیت پروژه تامین کند.

هر یک از کارکنان و بیماران / مصرف کنندگان شما یک ترکیب منحصر به فرد از نقاط قوت و تخصص داشته و امروزه ما بیشتر از هر زمان دیگری از ظرفیت منحصر به فرد آنها و تأثیر آنها به عنوان نیروی انسانی آگاهیم. ما دیگر تمایل نداریم هویت شخصیمان را پنهان کنیم یا تفاوت ها را زیر یک پوشش استاندارد که در جریان اصلی قرار دارد پنهان کنیم. اکنون ما از فردیت خود آگاه هستیم و به آن افتخار می کنیم. ما می خواهیم در محل کار و بازار ما را با تمام ویژگی های منحصر بفرد خودمان  دیده و بپذیرند.

اما در اکثر موارد، و شیوه های رهبری، رهبران به این واقعیت جدید دست نیافته است. من آنقدر جسور خواهم بود که بگویم بیش از ۸۰ درصد از رهبران صنایع فاقد درک این موضوع هستند.

در استاندارد سازی، این کسب و کار است که ویژگی های مورد نیاز  فرد را تعریف می کند. بنا بر آنچه در استاندارد سازی شاهد آن بوده ایم یک مجموعه ی از پیش تعیین شده به افراد داده می شود که در آن مشخص می شود  چه کاری باید انجام شود و چه ویژگی هایی باید در فرد تقویت شود. پیشرفت در جهت ماموریت سازمان امری حیاتی و مهم است لذا ما از کارهای تخصصی خود محافظت می کنیم و در بخش های منحصر به خود کار می کنیم.

در عصر شخصی سازی، فرد تعریف تجارت را مشخص می کند. ظرفیت های فردی ما باید بالا و فعال باشد، بنابراین ما می توانیم بر کسب و کار تاثیر بگذاریم. پیشرفت سازمان در کنار تاثیر فردی و توانایی های متخصصان باید اهمیت یکسان داشته باشد و اندازه گیری شود. ما باید احساس ارزشمند بودن  داشته باشیم و وابستگی متقابل در سرتاسر سازمان داشته باشیم.

این موضوع چه ارتباطی به مراقبت های بهداشتی دارد؟

به عنوان یک صنعت، مراقبت های بهداشتی در دوره فردگرایی و شخصی سازی، شروع به کار می کند. رهبران باید در نظر داشته باشند که چگونه کارآیی و کیفیت استاندارد سازی را ترکیب کنند ( به عنوان مثال آیا همه ما آنفولانزا را به صورت مشابه می گیریم) با توجه به اینکه خصوصیات هر فرد متفاوت است و سلامت تحت تاثیر بسیاری از عوامل است:

از دیدگاه بالینی – پیشرفت در علوم پزشکی دقیق، امکان شخصی سازی و پیشگیری را ممکن می سازد، همچنین که حرکت به سمت مراقبت های مبتنی بر ارزش، انگیزه هایی را برای یافتن یک روش استاندارد برای ارائه مراقبت شخصی فراهم می کند.

از دیدگاه غیر بالینی – برای سالیان زیادی رهبران مراقبت های بهداشتی بسیاری را در نظر گرفته اند  که چگونه مردم تحت تاثیر عوامل اجتماعی سلامت، مواردی مانند دسترسی به مسکن، مواد غذایی و حمل و نقل را تامین کنند. در سازمان های خود، رهبران با چگونگی ایجاد یک مسیر با تنوع گوناگون برای نقش های بالینی و غیر بالینی گرایش های مشخصی برای خود در نظر دارند.

هرچقدر که جمعیت ما بیشتر و متنوع تر می شود، حفظ سلامت مردم به طور فزاینده ای به امورد بیشتری بستگی پیدا می کند همچنین این موضوع به میان می آید که سیستم های مراقبت های بهداشتی چگونه می توانند در مورد جمعیت های مختلف این خواسته ها را تامین کنند. با این حال، همانطور که در بالا ذکر شد، جمعیت های متنوع همگن نیستند – ما همه افرادی مجزا با ویژگی های خاص خود هستیم.

من تحقیق کرده ام که چگونه این پدیده از جنبه های مختلف به چالش کشیده می شود. اولا، سهام این صنعت نمی تواند چندان بالا باشد – این امور در زندگی و مرگ و در همه زمینه های زندگی فرد مورد چالش و مقابله قرار می گیرد. همچنین، صنایع دیگر نیز هستند و بسیاری از رهبران  می توانند مراقبت های بهداشتی مبتنی بر  شخصی سازی و فردگرایی را بیش از سایرین یاد بگیرند.

در گفتگو با مارک لار، رئیس و مدیر عامل شرکت UCSF Health، دیدگاه هایم در مورد اهمیت ورود به این بحث به عنوان یک استراتژی برای رشد سازمانی با در نظر گرفتن عصر فردگرایی را به اشتراک گذاشتم. او با در نظر گرفتن این موارد پاسخ داد: “بله، من مبحث جامعیت و فردگرایی را به عنوان یک استراتژی رشد در نظر می گیرم. این موضوع باید اتفاق بیفتد، من بر این باورم که این یک استراتژی برای  بقا سازمان است. در واقع من فکر نمی کنم که این ایده  خیلی دور از ذهن باشد. در واقع من کاملا موافقم.”

برای این سری از تحقیقات، من با سیزده تن از مدیران ارشد و همچنین سایر مدیران سطح C را از مراکز سرطان در سراسر کشور مصاحبه کردم. من نیز با هشت مدیر ارشد منابع انسانی از سازمان های مراقبت های بهداشتی مصاحبه کردم. از این مکالمات یک سری مقالات را که به موضوعات زیر پرداخته اند را  معرفی می کنم:

  • شخصی سازی و سلامت جمعیت – چگونه آنها بر هم منطبق می شوند؟
  • عدالت بهداشتی و تعیین کننده های سلامت اجتماعی
  • ساختار مالی، پرداخت کنندگان، بیمه – چگونه شخصی سازی مدل کسب و کار را تحت تاثیر قرار می دهد، و بالعکس؟
  • شخصی سازی در هر دو درمان و پیشگیری، و غلبه بر عدم اعتماد افراد به سیستم های موجود
  • منابع انسانی، حصول اطمینان از یک وجود مسیری مبتنی بر استعداد و ایجاد یک فرهنگ سازمانی از مشارکت
  • روش ها و سیستم هایی که سازمان ها برای حرکت به سمت فردگرایی و خصوصی سازی مد نظر قرار داده اند و معیارهایی که ما باید برای سنجش پیشرفت استفاده کنیم

هر کسی که با من صحبت کرده است، به این موضوع مشتاق بوده و در این خصوص که در این عصر شخصی سازی، انعطاف پذیری بسیار مهم بوده، موافقت داشته است. به همین دلیل است که دیدگاهی دیگر توسط نانسی دیویدسون، مدیر اجرایی و رئیس اتحادیه مراقبت سرطان سیاتل، با من به اشتراک گذاشته شده است.

“ما در خصوص سرطان این را می دانیم که نتایج بیانگر وجود تفاوت های بسیاری است. این جمعیت های مختلف نتایج متفاوتی دارند و در برخی موارد تفاوت ها می توانند به پیامدهایی خاص اشاره کنند. بنابراین از درک این موارد می فهمیم که اگر ما بخواهیم تأثیر مثبتی  بر سرطان داشته باشیم، باید بتوانیم این کار را در تمام جمعیت انجام دهیم. در مراقبت های بهداشتی، من فکر می کنم ما نیز متوجه شده ایم که بهترین راه برای انجام این کار استفاده از نیروی کار متنوع است، نیروی کاری که بر جمعیت بیمار ما منطبق است – زیرا به کمک این استراتژی است که ما می توانیم امیدوار باشیم بهترین ارتباط ممکن با بیماران برقرار می شود و به بهترین نتایج ممکن برای بیماران ما امکان پذیر می شود. “

در ادامه از نظریات و دیدگاه های نانسی دیویدسون و مارک لارت بیشتر می شنوید.

برای من، حتی اگر این مجموعه در صنعت متمرکز باشد، این موضوع از آنچه که موسسات می توانند انجام دهند، بزرگتر و گسترده تر است. ما همچنین نیاز به پیدا کردن راهی برای جمع آوری افراد مورد نیاز و ایجاد مالکیت و تبدیل شدن به نیرویی برای  مراقبت از این ایده داریم. در واقع اگر قصد داریم سیستم بهداشت و درمان برای ما و جوامع به درستی کار کند، باید قبل از همه خود آن را هدایت کنیم. در گفتگوهای ما، چندین رهبر، چالش کسب اعتماد را در میان جوامع فردی را مطرح نموده و باور داشتند که به لحاظ تاریخی تلاش های  سیستم بهداشت و درمان همواره به ایجاد اطمینان منتهی نشده اند، همچنین اغلب با دلایل معتبر، این موضوع را تایید کردند. (مانند تجربه آزمایش وحشتناک و غیر اخلاقی ساسپندۀ توسیژه، و نمونه های دیگر).

افراد در حال حاضر مجبور به ایجاد تغییر هستند.

اما در اینجا این موضوع نیز قابل توجه است که ما نمی توانیم از روند فردگرایی و  خصوصی سازی بر اساس تمایل برخی افراد برای جلوگیری از جستجوی درمان و پیشگیری صرف نظر کنیم. زندگی و سلامت مردم در معرض خطر است. و البته در عین حال، مراقبت های بهداشتی یک کسب و کار نیز هست. اما اگر سازمانها به این موارد توجه نکنند، تبدیل به موضوعی خطرناک می شود. یک نظرسنجی اخیر از سوی سازمان اکسنچر  نشان می دهد که چگونه ترجیحات شخصی و رفتارهای مرتبط با سلامت در طول زمان تغییر می کنند.

بر اساس نتایج یک بررسی اکسنچر  که در در ماه فوریه منتشر شده است، مصرف کنندگان نسل هزاره و نسل Z در ایالات متحده از سیستم های موجود در ایالات متحده به عنوان یک روش مراقبت برگرفته از مدل های غیر سنتی نظیر کلینیک های کوچک، خدمات مجازی و دیجیتال رضایت نداشته اند.

برخی از تغییرات خاص (اطلاعات گرفته شده از مطبوعات):

  • اندکی بیش از نیمی از نسل Z و دو سوم از نسل هزاره بیان داشته اند که دارای یک پزشک مراقبت های اولیه هستند، در مورد نسل بیبی بومرها این میزان به ۸۴ درصد می رسد.
  • بدون یک پزشک مراقبت اولیه، برخی از افراد نسل هزاره به دنبال برخی از انواع خدمات معمول روزمره از کلینیک های جزئی (۴۱ درصد) و مراقبت های مجازی (۳۹ درصد) هستند.
  • تقریبا یک سوم از همه پاسخ دهندگان از یک نوع خدمات مجازی استفاده می کنند – از ۲۱ درصد در سال ۲۰۱۷ – و تقریبا نیمی از کلینیک های محلی / عمومی را استفاده کرده اند.
  • نیمی از همه پاسخ دهندگان گفته اند که از یک برنامه بر روی تلفن همراه برای مدیریت شیوه زندگی و شرایط مراقبت بهداشتی خود استفاده می کنند.
  • بیش از نیمی، از پرستاران مجازی برای نظارت بر شرایط بهداشتی، دارو و علائم حیاتی استفاده می کنند.
  • نسل جوان احتمال بیشتری دارند که از ارائه دهندگان خدمات پزشکی با قابلیت های دیجیتالی قوی مانند امکانات مبتنی بر تلفن همراه یا آنلاین استفاده کنند.  ۴۴ درصد از نسل هزاره در مقابل ۲۹ درصد از نسل بیبی بومرها این تفارت را نشان می دهند،  در مورد نسخه های الکترونیکی تجدید پذیر نیز این تفاوت ها به چشم می خورد   (۴۲ درصد در مقابل ۳۰ درصد ) و همچنین در مورد امکان رزرو، تغییر یا لغو قرار ملاقات آنلاین (۴۰ درصد در مقابل ۱۹ درصد) است.

چگونه در عصر فردگرایی این خدمات را هدایت می کنید؟

اگر شما ۱۸،۰۰۰ کارمند و ۳۰،۰۰۰ بیمار داشته باشید، آیا این بدان معنی است که ما باید ۱۸،۰۰۰ و ۳۰،۰۰۰ روش مختلف برای درمان آنها داشته باشیم؟

به همین دلیل ما به طبقه بندی و دسته بندی افراد ادامه می دهیم – به عبارت دیگر، ما سعی می کنیم آنها را استاندارد کنیم. این راه آسانتر است و می تواند کارآمدتر نیز باشد. من می گویم “می تواند باشد” زیرا در یک نقطه خاص استاندارد سازی کارآمد علیه ما عمل می کند – به این معنی که فرد یا افرادی وجود خواهند داشت که در رده هایی که تعریف کرده ایم جایگاه مشخصی ندارند. در نتیجه به همین دلیل، شخصی سازی امروزه بیشتر و بیشتر کاربرد دارد.

رهبری در عصر فردگرایی چگونه است؟ صنعت سلامت و بهداشت و درمان چگونه برای آن آماده می شود؟ و بقیه ما از مراقبت های بهداشتی در طول مسیر چه چیزهایی می آموزند؟ این چیزی است که ما در سراسر این سری مقالات بررسی خواهیم کرد. اما می توانیم یک ادعا داشته باشیم که مطمئنا قابل تحقق است. و آن این که در آینده مراقبت های بهداشتی و توانایی آن در ارائه خدمات مبتنی بر ارزش، در یک دنیای دیجیتالی انجام خواهد  شد، همچنین در آن تعالیم مراقبت های عملیاتی و مراقبت های بالینی با ارائه حق بیمه وجود خواهد داشت – این همان چیزیست که رهبری در عصر فردگرایی  و خصوصی سازی نیازمند آن است.

 

 

 

 

 

منبع: FORBES
ترجمه شده در گروه مجله بیستک به قلم  آناهیتا قوامی