راز استارتاپ هایی که ایده های خوبی داشته اما شکست خورده اند چیست؟ این پرسش ابتدا در وب سایت Quora ظاهر شد: جایی برای به دست آوردن و به اشتراک گذاری دانش ، جایی که به افراد این امکان را می دهد که از دیگران یاد بگیرند و جهان را بهتر بشناسند.

 ایده های خوب

از اواسط دهه نود و در واقع در طول نیمی از دهه نود میلادی در زمینه توسعه وب و بازاریابی دیجیتال مشغول به کار بوده ام ، و بسیار دیدم ایده های بی شماری که  خوب بوده اند ولی در عین حال از کار می افتند. در مثال های زیر ، من تلاش می کنم تا نمونه های زیادی از ایده های خوب و یا در مواردی حتی عالی ، که با شکست روبرو می شوند ،  را معرفی نمایم و طور عمقی به ریشه های این مشکل بپردازم.

من به طور خلاصه به تئوری های رایج خواهم پرداخت که چرا این استارت آپ ها شکست خورده اند. با این حال ، اگرچه من عمیقا به این دلایل می پردازم. در بسیاری موارد ، چنان پیچیدگی هایی وجود دارد که ممکن است منجر به از بین رفتن قطعیت این دلایل شود ، به طوری که می توان گفت در بهترین حالت تنها حدس و گمان است.

همچنین به چند ایده اشاره خواهم کرد که در مقایسه با موفقیت بازار همتایان امروزی خود ، نتایج بسیار موفق و پرسود را در زمانی تجربه کرده اند که احساس شکست می کردند. توجه به این نکته حائز اهمیت است که در حالی که برخی از این ایده ها با شکست مواجه شدند ، من از بنیانگذاران تیم های پشتیبانی آن ها  به هیچ وجه ایراد نمی گیرم.

Pets.com

اگر این  استارت آپ مربوط به اواخر دهه نود را یادآوری نکنیم ، پشیمان می شویم. Pets.com یک نمونه عبرت آموز و هشدار دهنده در زمینه استارت آپ های ناموفق است. ایده اولیه آن که در اوت سال ۱۹۹۸ شکل گرفت و بسیار، ساده و واضح بود: به وب سایت آمازون به عنوان فروشنده حیوانات خانگی فکر کنید. با خرید آنلاین و پرداخت هزینه کمتر برای تعداد زیادی از محصولات مربوط به حیوانات خانگی ، در هزینه های خود صرفه جویی کنید.

این سایت کار خود را  با تصویر یک توله سگ عروسکی با جوراب های زیبا آغاز نمود،  شروعی به یاد ماندنی ، که به طور شگفت انگیزی توانست بودجه بازاریابی زیادی در استارت آپ  خود فراهم آورد، این سایت به سرعت ۸۰ میلیون دلار بودجه جمع آوری کرد. برای مدت کوتاهی این تبلیغ در همه جا دیده می شد و منافع زیادی را نصیب آن ها کرد. در اواخر سال ۲۰۰۰ ،  پس از هزینه کردن ۳۰۰ میلیون دلار در طول حدود بیست و سه ماه سقوط کرد. بیش از سیصد نفر با بسته شدن وسایت از کار خود اخراج شدند. من تصور می کنم که این ایده عالی بود ولی قبل از زمان مناسب خود به اجرا گذاشته شد. روشی که بسیاری از عزیزان در وب سایت های دات کام در اواخر دهه نود قبل از این که به ترکیدن حباب دات کام منجر شود به اشتراک گذاشته بودند.

WebVan.com

WebVan یکی دیگر از نمونه های شناخته شده در خصوص حباب دات کام است که در ابتدای نسل هزاره ظهور کرد. تصور کنید می توانید با انتخاب از فروشگاه های زنجیره ای Vons ، و یا با کیفیت ارائه شده در فروشگاه های Trader Joe و قیمت گذاری کمپانی  وال مارت، در فروشگاه اینترنتی بصورت آنلاین خرید کنید. و بالاتر از همه این مزایا ، مواد غذایی و کالاهای خانگی مستقیماً به درب منزل شما تحویل داده می شوند! ایده ای ناب و شگفت انگیز ، درست است؟ فکر می کنید من چه فکر می کنم؟ جف بیزوس نیز با همین ایده میلیاردها دلار سود حاصل کرد و سومین فرد ثروتمند جهان  شد و همین به او اجازه می دهد تا الان ماسک را وارد جهان اقتصاد کند؟

قبل از آمازون ، کمپانی Borders وجود داشت ، این کمپانی یکی از بزرگترین فروشندگان بین المللی کتاب و موسیقی مستقر در آن آربر ، میشیگان بود. در سال پایانی خود ، این شرکت حدود ۱۹،۵۰۰ نفر را در سراسر ایالات متحده استخدام کرد. بنیانگذار آن Louis Borders ، مردی بود که بسیار مدرن تر از زمانه ای بود که خود در آن متولد شده بود. لوییز که دقیقاً نخستین بنیانگذار چنین تجارت و اختراعی  بود ، نمی دانست سال ها بعد پیدایش اینترنت موجب از دست رفتن تجارتش خواهد شد. ابزارهای P2P مانند ناپستر در فروش موسیقی پیشروی چشمگیری کردند و گرچه استارت آپ جدید بیزوس هنوز هم سودی از خود نشان می داد ، ولی فروش کتاب شروع به کاهش کرد. لوئیس پیشگام واقعی در این زمینه بود و حتی شریکی به نام کلارک داشت. کیمبرلی کلارک علم بازاریابی تخصصی برند را در این زمینه به ارمغان آورد. اما همانطور که گفته می شود ، “پیشگامان همواره قربانی می شوند و دنباله رو ها  شکوفا می شوند”. اجازه بدهید کمی بیشتر به مفهوم این عبارت فکر کنیم.

حتی اگر WebVan به دنبال یکی از بزرگترین سهام داران های تاریخ بود ، اما در اثر سقوط حباب دات کام در گوشه ای از بلوار “Market Fit Blvd” و “Pioneer Rd” سقوط کرد. در یک رویداد جالب توجه ، بسیاری از ذهن های روشن که WebVan را راه اندازی کرده اند ، نقش اصلی را در آمازون بازی کرده اند و موفقیت جف بزوس را نیز تضمین می کنند. داگ هرینگتون ، پیتر هام ، میک مونتز و مارک مستاندره همه اعضای سابق تیم WebVan هستند که به عنوان مدیران ارشد و رهبران فکر در آمازون مشغول به کار شدند. لوئیز بردرز در حال یافتن یک سرویس تحویل کالا جدید به نام، HDS است.  و در حالی که  دقیقاً تجارت جدیدی نیست ، او این بار مسیری متفاوت را برای موفقیت طی می کند.

در حالی که اکثر استارتاپ ها این روزها به سوی یک شرکت سرمایه گذاری مانند Consumer Equity Partners می روند و  کمپانی هایی مانند Tom Furphy (با نام سابق WebVan) را برای یک دوره سرمایه گذاری به کار می بندند ، لوئیس با نادیده گرفتن مسیر متعارف ، و امتحان کردن یک مسیر جدید و روش های تأمین مالی جدیدتر سرمایه گذاری خود از طریق مشارکت موافقت نامه هایی با شرکت هایی مانند تویوتا ، که برای صدور مجوز در سرمایه گذاری ها از فن آوری جدیدی توسط بردررز مشتاق هستند، توسعه می دهد.

SixDegrees

آیا تاکنون بازی SixDegrees از کوین بیکن را انجام داده اید؟ پیش فرض بازی این است که هیچ فردی با  وجود بیش از شش نقطه لمسی از هیچ شخص دیگری دور نیست. در این بازی سعی می کنید بازیگران را با فهرست کردن فیلم ها به صورت زنجیره ای با پیوندی به کوین متصل کنید تا زمانی که کاملاً  موفق به پیوند آن ها شوید.

خوب ، در سال ۱۹۹۷ SixDegrees.com با همان فرض تأسیس شد: همه ما به هم متصل هستیم و باید با اتصالات اجتماعی خود به صورت آنلاین ایجاد ارتباط  و تعامل کنیم. SixDegrees.com  توسط بسیاری از شبکه های اجتماعی مورد توجه قرار گرفت این وبسایت توسط Friendster و MySpace دنبال شد ، که موجب شد افتخارات فراوانی را دریافت کند. این که تجربه SixDegrees  را به عنوان شکست  در نظر بگیریم شاید تفکری ارتجاعی باشد ، زیرا فروش ۱۲۵ میلیون دلاری آن توسط بنیانگذارش اندرو وینریش کمک کرده است تا رشته های طولانی از سرمایه گذاری های موفق را در اختیار داشته باشد.

Ask Jeeves

تصور کنید که به یک وب سایت بروید و هر سؤالی را که می توانید به آن فکر کنید تایپ کنید. ثانیه بعد لیستی از پاسخ ها و پیوندها به وب سایت ها را دریافت می کنید. Ask Jeeves یکی از اولین موتورهای جستجوی زبان طبیعی بود. سال ۱۹۹۶ بود که دیوید وارتن فناوری زبان طبیعی را ایجاد کرد و با گرت گرونر همکاری کرد. طی یک سال ، این سایت محبوبیت زیادی پیدا کرد و به صورت تصاعدی گسترش یافت. بسیاری دیگر از ایده های Ask Jeeves  ناشی از نبوغ بودند. من به عنوان یک پدر ، خصوصاً تکرار AJKids را دوست دارم. موتور جستجوی ایمن مخصوص بچه ها! این سایت توسط IAC در سال ۲۰۰۵ خریداری شد و نام آن به Ask.com تغییر یافت. یک دهه پس از دیدار دیوید و گرت ، IAC ، صاحبان جدید ، Jeeves  موقعیت خود را محکم کردند. در سال ۲۰۰۷ این سایت به غیر از شخصیت های انیمیشن  South Park ، کسی اعلام کرد که کسی در جهان از Ask Jeeves استفاده نمی کند. سپس این سایت چرخ دنده ها را از جستجو به Q&A تغییر داد. آیا از سایتی بازدید می کنید که به اعضا امکان می دهد سؤالاتی را در انتظار پاسخ اعضای متخصص قرار دهد مانند این سایت را نگاه کنید.

WebTV

WebTV یکی از جالب ترین تحولات در سال ۱۹۹۶ بود.  جهانی  را تصور کنید که در آن  می توانید به وب وصل شوید و محتوا و ایمیل های خود  را بدون نیاز به رایانه شخصی مشاهده کنید.! WebTV اولین دستگاه مصرف کننده گسترده ای بود که نوید اتصال تلویزیون ها به اینترنت را داشت. من همچنین فکر می کنم که این دستگاه ها مقدمه ای برای پیدایش کروم بوک و سایر دستگاه های تک کاره مدرن بوده اند.

این شرکت توسط استیو پرلمن ، یک پیشگام با بینش واقعا قوی از هر لحاظ تأسیس شده است. او که به عنوان یک دانشمند اصلی با جابز و ووز و همچنین رئیس بخش برای گیتس و آلن کار کرده است ، همچنین دارای یک رزومه درخشان و لیست طولانی دستاوردها شایسته در  Google  است.

در سال ۱۹۹۵ من یک برنامه نویس جوان بودم و تقریبا ً برای  یک سال وب سایتی ایجاد کردم. اینترنت حدود ۲۰،۰۰۰ وب سایت داشت. رایانه های خانگی گران قیمت بودند و هنوز  در حد گسترده ای نبودند ، وسایلی بودند که باید  به نوع بهتر تبدیل شوند. WebTV بدون نیاز به رایانه تمام عیار ، قول مرور وب کم هزینه را ارائه داد. با ایجاد هزاران نفر از کاربران جدید آنلاین ، سازندگان محتوا  با آغوش باز از این دستگاه استقبال کردند. پرلمن استانداردهای کدگذاری را برای قالب بندی تلویزیون وب پیاده سازی کرد و بیست سال قبل از تلفن هوشمند مدرن ، ایده وب سایت های پاسخگو را به طور مؤثر معرفی کرد.

من در واقع یکی از این دستگاه ها را با این فرض که شرکت ما باید تست بتا را روی سکوی بورژونینگ خریداری کند خریداری کردم. موتور رندر HTML گاهی اوقات عجیب و غریب بود و فقط می توانم بگویم که رفع مشکلات صفحه نمایش کار قطعی ما بود. WebTV با موفقیت رده تلویزیون اینترنتی را راه اندازی کرد و به مفهومی با ثبات مبدل شد. بنیانگذاران با فروش ۴۲۵ میلیون دلاری به مایکروسافت راه یافتند. به نظر می رسد این یک پیروزی بزرگ است. با این وجود ، با نگاهی به وسایل دستگاه های متصل به وب و تلویزیون های هوشمند ، به راحتی می توان فرض کرد که آن ها هزینه زیادی را روی این پروژه گذاشتند.

در سال ۲۰۰۱ مایکروسافت از WebTV به عنوان MSN TV و پیام رسان ناگهانی و Hotmail استفاده کرد. چند سال پیش ، برخی از عملکردها توسط کنسول بسیار موفق Xbox مایکروسافت به تصویب رسید. یک ایده واقعی ولی قبل از زمان مناسب خود ، مایکروسافت خدمات خود را در آگوست سال ۲۰۱۳ پس از انتشار بیانیه زیر لغو کرد.

وی گفت: “WebTV (بعداً به نام MSN TV) در سال ۱۹۹۶ با هدف ایجاد  دسترسی ” آنلاین ” برای افراد جدید و فراهم آوردن راحت و بدون دردسر وسیله ای آسان و بدون دردسر به منظور دسترسی به اینترنت از  درون خانه ها آغاز شد. بعداً ، MSN TV 2 با قدرت و ویژگی های بسیار بیشتری منتشر شد. از آن زمان به بعد وب با سرعت بسیار زیاد در دسترس است و راه های جدید بسیاری برای دسترسی به اینترنت وجود دارد. بر این اساس ، ما تصمیم به اتمام کار سرویس تلویزیونی MSN در تاریخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۳ به عنوان تصمیمی سخت گرفتیم … ” زنده باد WebTV.

Color

Color به سرعت در اولین دور از بودجه خود ۴۱ میلیون دلار دریافت کرد که عمدتاً بر اساس موفقیت های قبلی دو بنیانگذار آن است: نگوین ، که Lala را تأسیس کرد ، یک سرویس موسیقی آنلاین است که با قیمت ۸۰ میلیون دلار به اپل فروخته شد و پیتر فام ، مدیر عامل سابق BillShrink بسیار محبوب بود.

Color یک برنامه نوآورانه به اشتراک گذاری عکس بود که قول داده بود از داده های اجتماعی و جغرافیایی بهره ببرد. با چنین ایده ساده ، سایت های خبری استارتاپ به سرعت شروع به معرفی کردن برنامه و انتقاد از بودجه بزرگی کردند که بسیاری از افراد با تعجب بیشتر ، آن  را مبتنی بر بنیانگذاران و کمتر به شایستگی ها ی این ایده مربوط دانستند. این وبسایت در ماه مه ۲۰۱۱ راه اندازی شد و با استقبال کم نظیر روبرو شد. پس از گذشت تنها شش ماه ، سایت به عنوان یک سرویس پخش فیلم ویدیویی در Facebook محور و راه‌اندازی شد. اگرچه در یک زمان این سایت ۴۰۰۰۰۰ کاربر فعال ماهانه را به خود اختصاص داده است ، اما برنامه های با بودجه کمتری مانند اینستاگرام کاربران روزانه ۷M را به خود اختصاص داده اند.

در سال ۲۰۱۲ ، تقریباً یک سال پس از استارت آپ ، داستان هایی شروع شد که موجب خاموشی این وب سایت شد. بنیانگذاران ابتدا این شایعات را تکذیب کردند. در حالی که کاملاً امکان پذیر است که در آن زمان آن ها همچنان در حال تلاش باشند ، این برنامه یک ماه بعد به طور کلی حذف شد. اپل این شرکت را با قیمت ۷ میلیون دلاری خریداری کرد ، و این نشان دهنده افت عمده  از ۴۱ میلیون دلاری است که در دور اول خود آورده بودند. این واقعیت که آن ها چنین مقادیر زیادی را از بین برخی از هوشمندترین مدیر های موجود به سرعت جمع کرده اند و اپل فناوری هسته ای و تیمی آن را به دست آورد ، گواه این مسئله است که این استارت آپ از یک سطح ایده خوبی بوده است.

IndexMedical

به Yelp به عنوان داروسازی فکر کنید. به عنوان یک افشاگری کامل ، باید بگویم من در تیمی بودم که به توسعه این وب سایت کمک کردم و این نظرات شخصی من است. IndexMedical در ژوئن سال ۲۰۰۰ راه اندازی شد و یک سایت جستجوگر و سایت مروری بود که به دستگاه های دارویی / پزشکی اختصاص داده شده بود. فرضیه کاملا مملو از نبوغ بود. به افراد اجازه می داد محصولات پزشکی را جستجو کنند و تصاویر را مشاهده کنند و بررسی ها را بخوانند.

همانطور که در صفحه اصلی وب سایت چنین توضیح داده شده است: “درباره دستگاه های پزشکی و لوازم موردنیاز خود به روز شوید. تولید کنندگان و توزیع کنندگان لیست کامل محصولات خود را به صورت رایگان فهرست می کنند. اطلاعات بطور مداوم و در زمان واقعی به روز می شوند. مکانی برای یافتن اطلاعات مورد نیاز خود. ” مغز متفکر این دات کام ک هشتاد و پنج سال داشت. یکی از ذهن های پزشکی عالی زمان ما ، دکتر گوتچالک ، مخترع دستگاه Nasostat بود که همه روزه در اتاق های اورژانس در سراسر جهان برای نجات جان های بی شماری مورد استفاده قرار می گرفت.

اولین برخورد گوتچکال با اینترنت هنگام خرید یک رایانه خانگی اش بود. او ده ها سال در جستجوی کاتالوگ های کاغذهای قدیمی به وسیله وسایل پزشکی برای بیماران خود بود. همین موضوع برای او الهام بخش بود و تصمیم به ایجاد پورتال وب گرفت که شامل یک پایگاه داده قابل جستجو از تجهیزات پزشکی جدید است . شرکت ما برای کمک به توسعه سایت به یاری آن ها  رفت. در ماه مه سال ۲۰۰۰ ، پس از تقریباً دو سال توسعه ، ما یک مهمانی استارت آپ تند و سریع برگزار کردیم که در یکی از منحصر به فرد ترین کلوپ های کشور در منطقه لس آنجلس برگزار شد. این رویداد توسط لس آنجلس تایمز پوشش داده شد. من گزیده ای از جمله نقل قول های شما را در زیر آورده ام.

وی اذعان می کند: “این بچه ها در سن ۵ سالگی بیش از من امروز درباره رایانه می دانند.” “اما من چیزهای زیادی از آن ها آموخته ام. من به ایده های خودم برای آن ها اعتماد دارم. می دانم که من تا حدودی محافظه کار هستم ، اما به ندرت جلو افکار خلاقانه و نو آورانه را می گیرم. حرفه پزشکی قبلاً ثابت و بی تغییر بوده است. اما دیگر  آنچنان سفت و سخت نیست.

وب سایت رایگان Gottschalk ، که او امیدوار است با تبلیغات پشتیبانی شود ، بیش از ۱۵۰،۰۰۰ محصول پزشکی را هنگام رونمایی از طریق اینترنت در ماه ژوئن ، در اختیار شما قرار خواهد داد.

هفته گذشته ، دوستان و پشتیبانان مالی وی در پذیرایی در کلوپ Braemar Country در Tarzana با تیم طراحی جوان خود دیدار کردند.

مهندس چندرسانه ای بیست و چهار ساله لی اگستروم از شهر کولور آنقدر جوان به نظر می رسد که هنگام درخواست یک لیوان شراب توسط وی منصرف شد. اگستروم گفت ، در حالی که او به آموزش گوتچالک در مورد گرافیک های روی صفحه کمک می کرد ، گوتچالک در حال یادگیری از او در مورد زندگی بود.

“او این درخشش ذهنی را دارد. من الان این ایده ناب را دارم چون بیست و چهار سال دارم. امیدوارم بتوانم وقتی بزرگتر شدم در همین مسیر خود را نگه داشته باشم. می خواهم بخشی از جامعه باشم.”

برخی در سالن پذیرایی از سن طراحان غافلگیر شدند. “ویکی ترنر” دختر گوتچالک ، به شوخی گفت: “آنها چهارده ساله به نظر  می رسند.” یا اینکه “این به نظر می رسد دور همی کلاس هشتمی ها است.” در مورد گوتچالک هم به این صحبت می توان اشاره کرد که وی گفت در آینده حتی در صورت نیاز به کمک آن ها استخدام افراد جوان منتفی نیست. آن ها حتی ممکن است  افراد مسن را برای همین موضوع استخدام کنند. در ادامه نیز گفت: “اگر ایده خوبی داشته باشند ، تبعیض قائل نمی شوم حتی اگر نود ساله باشند.”

در خاتمه

من می توانم ساعت ها به قدم زدن در خاطرات خود ادامه دهم و به ایده های عالی یا حتی درخشان که به دلایل بی شماری ناکام مانده اند ، اشاره کنم. در فن آوری نقل قولی قدیمی وجود دارد که می گوید، “ایده خوب قبل از زمان مناسب خود، بدتر از یک ایده بد است.” این امر تا حد زیادی به این دلیل است که ایده های بد به سرعت توسط مؤسسین هوشمند و سرمایه گذار های خطر پذیر درخشان به راحتی مورد بررسی و کنترل قرار می گیرند. یک ایده خوب قبل از زمان مناسب آن می تواند یک دام کشنده برای از بین بردن منابع پیشگامان آن عرصه باشد و موجب صرف وقت برای آماده کردن زمینه هایی باشد تا ایده های بعدی و سرمایه گذاران دنباله رو  بتوانند  بعد ها در آن عرصه به شکوفایی خود ببالند.

منبع: FORBES
ترجمه شده در گروه مجله بیستک به قلم  آناهیتا قوامی