از زمانی که ما بچه های کوچکی بودیم، اکثر مردم بر این باور بوده اند که احساسات ما – خوب، بد، یا غلط – نتیجه کارهایی هستند که تجربه می کنیم. وقتی چیزی خوب اتفاق می افتد، ما احساسات خوبی داریم. وقتی چیزی بد اتفاق می افتد، دقیقاً برعکس شده و احساسات منفی خواهیم داشت.

روز بد در محل کار

از زمانی که ما تبدیل به افراد بالغ شده و در دسته بزرگسالان وارد شده ایم، این ایده به عنوان علت و معلول اساسی بوده و به این نکته اشاره دارد که حتی در مورد آن فکر نمی کنیم. آنچه که برای شما اتفاق می افتد (علت)، و نتیجه ای که به دست می دهد تا شما احساس خاصی را دریافت نمایید (تاثیر) و این احساس غالباً بر اساس این است که آن  علت خوب، بد یا حالتی در میان خوب و بد  بوده است.

مشکل این است که این طرز تلقی کاملا نادرست است.

در حقیقت، آنچه که در جهان تجربه می کنید ممکن است نتیجه مستقیم از چگونگی ایجاد احساسات شما در مورد چیزهایی باشد که برای شما اتفاق می افتد. شما نسبت به آنچه خود فکر می کنید دارای قدرت بیشتری می باشید و برای ایجاد احساسات مثبت، مهم نیست که چه اتفاقی برای شما افتاده باشد. و اگر شما قادر به بروز رفتار فعالانه اید فقط آن را انجام دهید، این احساسات مثبت شما را به انتخاب های مثبت رهنمون می سازد و  شما را برای کسب شانس بیشتر برای موفقیت در آینده  هدایت می کند.

وقتی  چیزی “بد” اتفاق می افتد، مشکل همیشه آن چیزی نیست که شما فکر می کنید.

بیایید صادق باشیم: شما به ندرت یک روز کاملاٌ خوب را در کارتان تجربه خواهید کرد – یعنی شرایطی که در آن همه جنبه ها هماهنگ هستند، هر کس با شما صحبت می کند، یک رفتار و خلق و خوی عالی دارد و شما می توانید هر هدفی را که برای روزتان دارید را به راحتی به دست آورید. این یک زندگی واقعی نیست. به طور متوسط یک روز عادی در محل کارتان، احتمالا مجموعه ای از جلسات، ایمیل های بسیار زیاد، همکاران چالش برانگیز و احتمالا بعضی از موانع برای شما ایجاد می کند تا راهی برای دور زدن مشکلات پیدا کنید. به جای مبارزه با آن، ما باید نواقص را بپذیریم و راهی برای حل آن ها داشته باشیم.

گام اول این است که سعی کنید این قضاوت های “خوب یا بد” را از سناریو خود حذف کنید. در لحظه ای که چیزی را به عنوان موضوع یا رخدادی بد قضاوت می کنید، ذهن خود را به فرصت هایی که ممکن است در آن وجود داشته و پنهان شده باشد، متمرکز کنید. و در یک سطح عملی، با چند استثنا ممکن است، هیچ چیزی که در یک روز معمولی در محل کار ما اتفاق می افتد، اساسا خوب یا اساسا بد نباشد. بسیاری چیزها فاقد ارزش ذاتی بوده و  فقط معنایی را در خود دارند که ما به آن ها  اختصاص می دهیم لذا همیشه می توانیم راه هایی را پیدا کنیم که از یک دریچه مثبت و خوش بینانه به رویداد ها نگاه کنیم.

— بودجه مورد درخواست شما برای یک پروژه رد شده است و آن را از دست داده اید.  می توانید نا امید و یا ناراحت شده و نتیجه گیری کنید که دیگر در آینده قصد ندارید تلاش جدیدی کنید و تمامی فرصت های محتمل در آینده را رد کنید. همچنین می توانید این رخداد را به عنوان یک فرصت برای تمرکز بر انرژی خود در پروژه های دیگر استفاده کنید. شاید شما حتی می توانید از آن به عنوان یک تجربه یادگیری استفاده کنید تا تجربه و سابقه تان بهتر شود و دوباره پروژه اصلی را ارتقا دهید.

—شما در جلسه کارکنان هفتگی خود هستید، و به طور معمول، یکی از همکارانتان درجلسه حضور دارد که به هیچ عنوان  ساکت نخواهد شد. او  همیشه مسائل منفی را  می گویند و جو منفی و بی انگیزه ای را به وجود می آورد. در این حالت شما می توانید انتخاب کنید که در جلسه شرکت کنید و آن را به عنوان اتلاف وقت انتخاب کنید، یا می توانید حضور پیدا کنید به آنچه که می گویند به دقت گوش دهید، واقعیات را از کلام آن ها بخوانید تا مشخص شود که نقطه درد واقعی آنها چیست، و راهی برای کمک پیدا کنید تا به یک اجماع اداری دست یابید.

— اخراج شده اید. شما می توانید آن را به عنوان از بین برنده ی حرفه و شانس تان نگاه کنید و  با خود بیاندیشید که دیگر هرگز نمی توانید حرفه مناسبی یافته و از توانایی های خود بهره ببرید. در مقابل این دیدگاه می توانید با دیدگاه دیگری واکنش نشان داده و به دنبال حرفه خود در موقعیت شغلی دیگری بگردید جایی که توانایی های شما را شناخته و آن را مورد استفاده قرار دهند.

در هر یک از این سناریو ها، هیچ راه مطلق یا دقیقاً اشتباهی برای نگاه کردن به رویداد مورد نظر وجود ندارد – هر دو طرف سکه شانس یکسانی را دارند. هنگامی که دیدگاه های مختلفی را در نظر می گیرید، می توانید انتخاب بهتری را تجربه کنید. ولی ما اغلب، گزینه منفی را انتخاب می کنیم، به شرط اینکه در حالت شرطی باشیم و بدون فکر و تنها بر اساس عادت رفتاری را بروز دهیم، بدون هیچ گونه تحلیلی در مورد آن. در این حالت، مشکلی که در پیش رو دارید به سمت جلو حرکت می کند و خودبخود اتفاق می افتد، که معمولا خارج از کنترل شما است. مساله اصلی پاسخ شما به گرفتن بودجه یا جلسه کارکنان و یا اخراج و به طور کلی برخورد با این قبیل چالش ها است.

اگر بتوانید انتخاب کنید که متفاوت واکنش نشان دهید، تجربیات خود را تغییر خواهید داد. روشی که شما این وضعیت را درک می کنید منجر به احساساتی می شود که در مورد آن دارید. آن احساسات باعث می شود که تصمیمات و اقدامات شما به سمت جلو حرکت کنند. و اعمال شما تجربه شما را به بهتر یا بدتر شدن منتهی خواهد کرد.

خلق و خوی خود را تغییر دهید تا پاسخ شما تغییر کند.

بنابراین، به جای  این که بر اساس عادت های قبلی واکنش های بی نتیجه و منفی از خود بروز دهید، اخلاق خود را به طور کامل در این زمینه تغییر دهید و روش های جدید را برگزینید. واکنش های منفی و برآمده از عادت های فردی و خلقی ممکن است به نظر ساده تر انجام شوند، اما ما می توانیم انتخاب کنیم که از حالت دوم که واکنش مثبت بیشتری را به همراه دارد یک ثانیه انتخاب کنیم. شما می توانید برخی از روش ها مانند نفس عمیق کشیدن به منظور مرتب کردن افکار  و احساسات را امتحان کنید. شما می توانید در زمانی که فکر می کنید همه چیز به دلخواه شماست و وقتی احساس می کنید در حیطه شغلی تان  واقعا قدرتمند، محترم و ارزشمند عمل کرده اید انرژی مثبت خود را که در آن زمان ایجاد می شود احساس کنید. شما می توانید یک ویدیو خنده دار در YouTube تماشا کنید. یا، لیستی از چیزهایی که به خاطر وجودشان از آن سپاسگزار هستید تهیه نمایید، این کار در واقع با تمرکز بر انرژی مثبت فرد بر چیزهایی که به آن ها علاقه دارد و احساس رضایت ناشی از آن انجام می شود.

اما یکی از بهترین راه های انجام این کار این است که فقط با صدای بلند بخندید.

در مجمع سالانه انجمن مدیریت منابع انسانی در سال ۲۰۱۹، از گروه بزرگی از مردم خواسته شد تا با صدای بلند بخندند. من شوخی نکردم یا چیزی شبیه به جوک و شوخی برای خنداندن آنها انجام ندادم. فقط به آنها گفتم که بخندند و  نتیجه این شد:

ویدیو را تماشا کنید و از خودتان بپرسید که بعد از آن چه احساسی دارید. احتمالا، شما لبخند بر روی صورت خود خواهید داشت، بدن شما آرام تر خواهد شد. ممکن است حتی با صدای بلند بخندید زیرا خنده مسری است! خندیدن مزایای مثبت زیادی دارد که به شما کمک می کند همه چیزهایی را که ممکن است در کارتان با آن به عنوان مشکل مواجه شوید را تغییر دهید:

  • خندیدن تقریبا فورا استرس ما را کاهش می دهد، و ذهن ما را بازتر می کند تا بتوانیم فرصت هایی را که پیش از آن تنها به شکل محدودیت ها می دیدیم دقیق تر مشاهده و تحلیل کنیم.
  • اندورفین  از طریق خنده آزاد می شود که خود باعث می شود شما احساس خوبی داشته باشید همچنین درد را نیزکاهش می دهد.
  • این امر باعث می شود که با شرایط دشواری روبرو شوید و یا با دیگران ارتباط برقرار کنید و روابط بهتر ایجاد کنید.
  • خنده یک حس کلی از سلامتی و امنیت ایجاد می کند که به شما کمک می کند بر روی جنبه های مثبت زندگی تان تمرکز کنید.

اقدامات خود را با آنچه که می خواهید انجام دهید.

یک تجربه کاری مثبت با جادو اتفاق نمی افتد؛ این نتیجه یک سری از گزینه ها است. بنابراین، اگر می خواهید یک تجربه کاری مثبت ایجاد کنید، باید فعالانه عمل کنید و انتخاب هایی را انجام دهید که از این تجربه را پشتیبانی می کند. مطمئنا، گاهی اوقات خنده ی بی دلیل در دفتر می تواند کمی احمقانه به نظر برسد، و همکاران شما ممکن است با تعجب و شگفتی به شما نگاه کنند. ولی شما می توانید لحظه ای مناسب را انتخاب کنید که به خندیدن بپردازید – انجام این کار زمانی که همکاران در جلسه صحبت می کنند، ممکن است زمان مناسبی نباشد! اما اگر می توانید یک روز بد را به سادگی با خنده  تبدیل به روزی دلنشین کنید، ارزشش را ندارد؟ زمانی که احساس کردید واقعاً به آن نیاز دارید بدون تردید آن را امتحان کنید، و اجازه دهید تجربه های خود را تغییر دهید تا در نهایت واکنش هایتان تغییر کنند.

 
 
منبع: FORBES
ترجمه شده در گروه مجله بیستک به قلم  آناهیتا قوامی