یک دهه بعد یعنی در سال ۲۰۳۰ میلادی، اقتصادهای بزرگ جهان کدام‌ها هستند؟ این پرسشی است که پاسخ‌های گوناگون به آن داده شده است. البته پاسخ‌ها بر اساس مبنایی که برای اندازه‌گیری اقتصادها استفاده می‌شود، تفاوت دارد. برای مثال بانک استاندارد چارترد در گزارش اخیر خود ۱۰ اقتصاد بزرگ جهان در سال ۲۰۳۰ را بر مبنای معیار برابری قدرت خرید طبقه‌بندی کرده است.

در این طبقه بندی چین، هند و آمریکا به ترتیب سه اقتصاد بزرگ جهان در آن سال خواهند بود. استفاده از معیار برابری قدرت خرید طرفداران و منتقدانی دارد. عده‌ای معتقدند باید از نرخ برابری ارزها در بازار استفاده کرد و در این حالت آمریکا در سال ۲۰۳۰ مانند اکنون، همچنان بزرگ‌ترین اقتصاد جهان است. البته درباره اینکه چین نیز در جایگاه کنونی خود یعنی دومین اقتصاد جهان باقی مانده باشد تردید وجود دارد. وضعیت اقتصادهای بزرگ جهان در یک دهه بعد، به عوامل بسیار متنوعی وابسته است و به نظر می‌رسد مهم‌ترین عامل، سیاست‌های اقتصادی است. چین با آنکه کشوری دموکراتیک نیست طی سه دهه اخیر رشد قابل ملاحظه‌ای داشته و به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شده است. از سوی دیگر در سال‌های اخیر نرخ رشد اقتصادهای توسعه یافته عموما در محدوده ۳ درصد یا زیر آن قرار داشته و این اقتصادها دچار بحران‌های مختلف شده‌اند. در یک دهه آینده بدون تردید عواملی نظیر شکل گیری پیمان‌های تجاری، سیاست‌های کلان سرمایه‌گذاری، اصلاحات اقتصادی و مالی و ظرفیت‌های اقتصادها بر عملکرد اقتصادها اثر می‌گذارند. در این میان، کشورهایی که روی فناوری‌های پیشرفته، آموزش نیروی کار، اصلاح نقایص و افزایش بهره‌وری تمرکز می‌کنند، نتایج بسیار بهتری خواهند گرفت. در مطالب حاضر به دو روش محاسبه اندازه اقتصادها، پیش‌بینی‌هایی که درباره ترکیب فهرست بزرگ‌ترین اقتصادها در سال ۲۰۳۰ مطرح شده، عوامل رشد اقتصاد و نقش نظام‌های سیاسی در رشد اقتصادی اشاره شده است.

منبع: دنیای اقتصاد