همان طور که جهان بیش از پیش به سمت تغییرات پیش می رود و ارتباطات جهانی گسترش می یابد و انتقالات میان جهان رو به افزایش می رود و تنوع جهانی نیز بیش تر می گردد، کسب و کار ها به نوع جدیدی از رهبری نیاز دارند. این نوع از رهبری جدید نیازمند مهارت های متفاوتی می باشد که به واسطه ی آن ها بتوانند سازمان ها را برای کسب موفقیت در اینده و در مسیری موفقیت آمیز در آینده رهبری و هدایت کنند.

چالشی که در این زمینه وجود دارد این می باشد که تعداد بسیار اندکی از کسب و کار ها به رهبران نو ظهور مجموعه ای از تجربیات که آن ها در آینده ای نزدیک به آن نیاز خواهند داشت را پیشنهاد می دهند و توصیه می کنند. در واقع آن ها رهبران تازه وارد را به سمت مهارت ها و تجربه هایی که در آینده ای نزدیک به آن نیاز پیدا خواهند کرد سوق نمی دهند. بر اساس مطالعه ای که توسط انجمن مدیریتی آمریکایی صورت گرفت، ۴۸ درصد از سازمان ها بر این باورند که گسترش ظرفیت ها و توانایی های جهانی در رهبران شان جز بالاترین و مهم ترین اولویت های آن ها محسوب می گردد. در ادامه نیز افزود که تنها ۱۸ درصد از شرکت های چند ملیتی می گویند که آن ها خطوط و منابع قوی رهبری جهانی را دارند که برای شان رو به رو شدن با چالش های پیش رو در آینده ضروری می باشد.

بر اساس یک گزارش جدید از Deloitte آن ها تخمین می زنند که نیاز های محیط های کاری در آینده دادن و ارائه ی این تغییرات دینامیک می باشد. همان طور که سازمان های موجود تبدیل به شرکت های اجتماعی می شوند، ان ها به طور فزاینده ای تحت نظارت امنیتی عموم و ذینغع های شان قرار دارند.

این شرکت های اجتماعی به محیط های کاری معنا می بخشند و ایجاد سود و منفعت رسانی را با احترام و حمایت برای کارکنان، مشتریان و جوامعی که ما در آن زندگی می کنیم همراه می سازند.  رهبران و مدیران در این سازمان ها باید انعکاس دهنده ی ارزش تنوع و شفافیت و درستی باشند.

من اخیرا با رهبر سرمایه ی انسانی Deloitte آمریکا، Erica Volini، در ارتباط با تغییرات محیط های کاری و همچنین در خصوص مهم ترین مهارت های رهبری که برای مدیریت کردن چالش های موجود در آینده نیاز می باشد صحبت کردم.

Bonnie Marcus: گزارش جدید نشان می دهد که چگونه سازمان ها در حال حاضر به یک نوع جدید از رهبری نیاز دارند. چه چیزی این مسیر را هدایت کرده و جلو می برد؟

Erica Volini: اول این که، نیروی کار از لحاظ اساسی کاملا متفاوت می باشد. این تفاوت نه تنها در زمینه ی نژاد و مذهب، قومیت و سن می باشد، بلکه همچنین این تنوع در چگونگی فکر کردن آن ها در خصوص کار نیز مطرح می باشد. سریع ترین بخش رشدی نیروی کار وجود نیروی کار جایگزین می باشد، که دنباله ی آن اقتصاد غول پیکر و پویا است. اگر که شما یک رهبر هستید، شما مجبور به مدیریت یک نیروی کار هستید که بسیار پیچیده و متنوع می باشد، و همچنین نیاز های بسیار مختلف و استایل های کاری متفاوتی دارد.

دوم این که، سازمان ها در حال حاضر، تحت تاثیر چشم انداز های خارجی هستند و مجبورند تا به صورت فعالانه گوش کنند و هر آن چه که در محیط های خارجی آن ها می گذرد را مدیریت کنند. رهبران نیاز دارند تا در این مسیر ایفای نقش کنند و این مدیریت فضای خارجی را بر عهده گرفته و انجام بدهند. آن ها نه تنها نیاز دارند تا رضایت افراد ذینفع داخلی شان را جلب کنند بلکه همچنین باید افراد ذینفع خارجی دور و اطراف شان را نیز مدیریت کرده و راضی کنند، که در واقع می توان گفت که این مهارت و کسب آن، مهارت جدید مورد نیاز رهبران در آینده می باشد، مدیریت و کنترل محیط خارجی شرکت.

در نهایت نیز، مسائل و مشکلاتی که سازمان ها با آن رو به رو می شوند بسیار پیچیده تر از چیزی است که آن ها تاکنون تجربه کرده اند و با آن مقابله کرده اند. هر چیزی در خصوص کسب و کار در حال تغییر کردن می باشد؛ جریان و هجوم بیش از حد تکنولوژی، گستردگی جغرافیایی، پیچیدگی فزاینده ی جهانی دنیا، مقررات افزایش یافته از سمت دولت ها، همه ی این ها عواملی است که در مجموع و در کنار هم منجر به بروز تغییرات در مدل کسب و کار ها می گردد.

Marcus: چه نوع از رهبرانی مورد نیاز شرکت ها و سازمان های حال حاضر می باشند؟

Volini: رهبران امروزه نیاز به داشتن یک استایل رهبری اجرایی دارند. آن ها نیاز دارند تا در این عصر از دنیای کسب و کار بیش از پیش چابک باشند. آن ها باید قادر باشند تا همان طور که بازار کسب و کار در حال رشد و پیشرفت است، رشد و ترقی داشته باشند. آن ها نیاز به ارتباطات و اتصلات خارجی آن هم در بالاترین سطوح دارند و باید در صدر تمامی گرایش ها و تمایلاتی که در حال وقوع هستند و وجود دارند قرار بگیرند. این طور نیست که بگویید این ها به معنی برند ها و نام های تجاری جدید می باشد. و یا این که مدیریت نیروی کاری پیچیده چیز جدیدی است، اما مساله وجود پیچیدگی در سطوح و چهارچوب های تازه و جدید می باشد. و از طرف دیگر این طور نیست که گفته شود برقراری ارتباطات خارجی پیش از این اهمیتی نداشته و مطرح نبوده است، اما در حال حاضر این امر بسیار مهم تر است چرا که در حال حاضر بیش تر از همیشه اتفاقات در محیط های خارج از سازمان جریان دارند و به وقوع می پیوندند. بنابراین شما باید این تغییرات را بپذیرید و توقعات و انتظارتان را تغییر دهید و علاوه بر این چهارچوب های تعریف صلاحیت برای استایل های رهبری تان را تغییر دهید. شما باید از این امر اطمینان حاصل کنید که صلاحیت های تجدید نظر در سیستم مدیریت عملکردی شما و همچنین در سیستم های جبرانی تان تعبیه و لحاظ گردیده است. و در نهایت شما باید هر گونه فرایندی را که در پیشرفت و توسعه ی مدیریت تان در پیش می گیرید را تغییر دهید.

Marcus: تا چه میزان باید برنامه های مدیریتی و رهبری با آموزش این مهارت ها سازگار شده و به روز رسانی شوند؟

Volini: به این منظور که بتوانید به کسی مسیر درستی را ارائه دهید و ارائه ای حقیقی و درست را در اختیار کسی قرار بدهید، یک شرکت شاید آن ها را به شبکه ها و برنامه هایی در خارج از شرکت هدایت کرده و متصل کند. در این جا فرصت ها و تجربه های بسیار متفاوت و زیادی وجود دارد که رهبران می توانند در خارج از سازمان به آن ها دسترسی یافته و برای سازمان به ارمغان بیاورند و عرضه کنند. این همان نقطه ی عطف این نکته می باشد که برقراری ارتباطات با محیط های خارجی بسیار حائز اهمیت است و باید این مشخصه را در کار گسترش داد. اما برای من بزرگ ترین تغییر تغییر دادن برنامه های رهبری از روی تمرکز بر جنیه ی آموزشی و تحصیلی می باشد. این موضوع در ارتباط با تغییرات اساسی در چگونگی فکر کردن و دیدگاه ما نسبت به این فرایند ها می باشد. و این برنامه های مدیریتی باید در مراحل ابتدایی کاری هر فردی به اجرا در آمده و آغاز گردد.

Marcus: زنان چه راهکار ها و رویکرد هایی را می توانند به کار بگیرند تا بتوانند خودشان را برای این نوع از رهبری و مدیریت آماده بسازند؟

Volini: زنان به یک سری اسپانسر نیاز دارند. آن ها به افرادی نیاز دارند تا آن ها را وارد این رقابت کند و به آن ها ارائه های درستی دهد، و آن ها را به سمت فرصت هایی هدایت کند که آن ها شاید در حالت عادی نتوانند در این مسیر به این فرصت ها دست پیدا کنند. و بهترین چیز در ذهن من که باور دارم هر زنی می تواند ان را انجام دهد پیشرفت و توسعه ی این اسپانسر ها در همان ابتدا و بدو شروع می باشد. چرا که اگر شما اسپانسرهای درست و حقیقی را در اختیار داشته باشید، آن ها هر آن چه را که شما برای پیش روی در کار و موفقیت تان در رهبری نیاز دارید را در اختیار شما قرار خواهند داد.

این امر بسیار مشکل است چرا که اسپانسری نمی تواند مطابق یک برنامه ی رسمی هدایت شود و پیش برود. این امر مستلزم شکل گیری طبیعی می باشد و بیش تر زمان ها نیز فرصت های طبیعی برای افراد که بتوانند همدیگر را بشناسند وجود ندارد و پیش نمی آید. زنان باید بسیار سخت تلاش کنند تا بتوانند اسپانسر مورد نظر شان را بیابند و به آن برسند. اما من همچنین فکر می کنم که زمانی که سازمان ها بدانند و دریابند که تنوع و گنجایش فکری جز بالاترین اولویت های هر کسب و کاری می باشد، آن ها دسترسی و گرایش بیش تری نسبت به این تعاملات و برقراری این نوع ازارتباطات دارند.

 

 

 

 

 

منبع: FORBES
ترجمه شده در گروه مجله بیستک به قلم رویا رجایی