چکمه های کوه نوردی من با هر قدم که با زحمت بر می دارم به برف تازه نفوذ می کند. شلوار KUHL و تی شرت Under Armour را که پوشیده ام از عرق کاملا خیس شده است. خورشید تازه شروع به بالا آمدن از افق کرده است – نفس کشیدن در هوای دل فریب کلرادو در ارتفاع یازده هزار پا. برادر دوقلوی من و دوستان دانشگاه در نزدیکی من و با فاصله ای کم من را دنبال می کنند. بسته های آذوقه روز ما پر از وسایل کوهنوردی ، قوطی های تن ، کراکر کره بادام زمینی و آب زیادی است – هر کدام دو بطری کامل داریم. ما باید اوایل بعد از ظهر قله را فتح کنیم تا زمان لازم برای بازگشت در نور روز را از دست ندهیم. در ساعت های آتی همین امروز طوفان ایجاد خواهد شد. این سومین بار در یک هفته است که ما این صعود شیب دار را انجام می دهیم – بخشی از برنامه جالب ما. دوستان من و مت حدود یک ماه است که در Crested Butte زندگی می کنیم – روزانه ده تا دوازده ساعت برای برنامه انتخاب Navy SEAL آموزش می دهیم. حداقل در این شرایط ، در بهترین شرایط زندگی ام بودم – حداقل!

انضباط و خودکنترلی

اما بگذارید کمی به عقب بازگردیم. من با مت در دانشگاه جنوبی متدیست هم کلاسی بودم. او یک آرزوی بزرگ برای آینده خود داشت ، می خواست به هر ترتیب مدیر فروش موفقی در یک سازمان خوب شود. داستانی کوتاه و در عین حال از بسیاری جنبه ها بلند و طولانی ، در حالی که من به عنوان یک تحلیلگر مالی کار می کردم ، او با من صحبت کرد تا در این سفر به او بپیوندم. بنابراین ، ما شروع به آموزش کردیم. قبل و بعد از تمرینات  ، مت و من مکالمه های طولانی در مورد تاریخ جامعه، جنگ، به ویژه نیروی دریایی ، ماموریت ها ، طرز فکر ، نظم و انضباط و بسیاری موارد دیگر داشتیم. ما مجذوب هم و مجذوب این بحث ها شدیم. در محل کار ، من پشت میز خود در طبقه چهل و دوم ساختمانی در یک شهرک بلند واقع در دالاس نشسته و رویای آن را در سر می پروردم و تمام مدت رویای آن را می دیدم. من و مت شروع به تمرین سخت تر کردیم. من شروع به مطالعه و جمع آوری اطلاعات بیشتر در مورد تیم ها کردم. یک روز ، همه چیز عوض شد. من نیاز به یک ارتباط عمیق برای جمع آوری اطلاعات احساس کردم. نیاز به درگیر شدن در کار و غرق شده در تلاشی هدفمند، برای آزمایش کردن خودم. نیاز داشتم ارزش های خودم را دوباره ارزیابی کنم. برای رسیدن به یک دلیل بزرگتر از خودم. من همچنین می دانستم که این مهمترین چالشی است که من تا به حال به آن دعوت شده ام.

روز بعد ، من شروع به از بین بردن تمامی عناصر وسوسه انگیز زندگی خود کردم که در مسیر هدف جدیدم اختلال ایجاد می کردند. برای تبدیل شدن به یک فرد موفق و حرفه ای  من کم و بیش زندگی اجتماعی خود را از بین بردم. عادت های غذایی و روال های روزمره را تغییر دادم. حتی افرادی را از زندگی خود دور کردم که باعث حواس پرتی ام بودند.

حدود یک ماه بعد ، من با این شرکت آشنا شدم ، وسایلم را بسته بندی کردم و مت را جابجا کردم و به Crested Butte ، رفتم تا ماه ها در ارتفاعات آموزش ببینم. مکانی که وسوسه و حواس پرتی هرگز نمی توانست ما را پیدا کند.

ما طناب های نایلونی بلند و ضخیمی را آورده ایم و آن ها را از درختان سرو بلند آویزان کرده ایم تا بتوانیم هر روز به صعود بپردازیم ، و قدرت بدنی بالاتری را در خود ایجاد  کنیم. ما یک درخت هشت پایی را که البته یک درخت افتاده بود  برش داده ایم تا در مسیرهای پیاده روی با خود حمل کنیم. در این جا ما در دریاچه های پوشیده از یخ شنا می کنیم و بدن خود را آموزش می دهیم تا شرایط سخت را بپذیریم. ما هر روز مایل ها در مسیرهای پیاده روی کوه می دویم. به کوه های بلند صعود می کنیم. هر تمرینی را که می توانستیم فکر کنیم ، انجام دادیم ولی نه با بهترین تجهیزات ورزشی ما حتی آموزش ندیدیم. به غیر از روزهایی که صعودهای کوهستانی طولانی را انجام دادیم ، همان لباس ها و چکمه های ناراحت کننده را که در BUD / S می پوشیدیم . بعد از چند ماه ، ما کاملا آماده بودیم. ما به کلاس ۲۳۵ BUD / S پیوستیم ، تجربه های خود را بدست آوردیم و به جنگ رفتیم.  و این بقیه ماجرا است.

قدرت مقاومت در برابر وسوسه

قدرت مقاومت در برابر وسوسه توسط فیلسوفان ، روانشناسان ، معلمان ، مربیان و مادران توصیه شده و بسیار هم آموزش داده شده است. هرکسی که درباره زندگی با شما صحبت می کند ، مطمئناً از مزایای آن صحبت کرده است. این مسیر زندگی خوب ، رضایت حرفه ای و شخصی ، سازگاری اجتماعی ، موفقیت ، عملکرد تحت فشار و بهترین راه برای هر کودکی است که از راه و روش بی هدف و خشک و عاری از هر گونه مسئولیت پذیری بپرهیزد. اینکه یک شیطان در درون شما وجود دارد که شما را فریب می دهد و تشویقتان می کند تقلب ، توهین ، اشتباه یا افراط را انجام دهید.

چرا نمی توانم خودم را از انجام X بازدارم؟ چرا نمی توانم Y را انجام دهم؟ پاسخ های احتمالی زیادی وجود دارد که چرا در برابر وسوسه های زندگی مان مقاومت نمی کنیم ، اما یکی از این پاسخ ها این است که ما خودکنترلی لازم را انجام نمی دهیم. آیا این خیلی ساده است؟ با توجه به یافته های اخیر در روانشناسی و برخی از اندیشه های فلسفی باستان ، ساده یا نه ، برای بسیاری از افراد این مهم است.

در کتاب اخیر قدرت اراده: کشف مجدد بزرگترین قدرت انسانی ، Baumeister و John Tierney در مورد برخی از تحقیقات روانشناختی مربوط به فضیلت خود کنترلی صحبت می کنند. این کتاب با این ادعا شروع می شود که تحقیقات نشان می دهد که دو ویژگی به طور مداوم پیش بینی کننده های خوبی برای دستیابی به اهداف در زندگی شخصی و حرفه ای ما هستند: هوش و خودکنترلی. ممکن است ما نتوانیم هوش خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهیم ، اما می توانیم ظرفیت کنترل خود را افزایش دهیم. ما می توانیم آن را به ذهن خود آموزش دهیم.

این کتاب در مورد مدل  مربوط به خود کنترلی بحث می کند. هر یک از ما ظرفیت محدودی از اراده را داریم که هنگام استفاده از آن ، از بین می رود. ما برای بسیاری از کارها از همان سهم اراده استفاده می کنیم. بنابراین ، اگر در طول روز بیشتر از اراده خودم استفاده کنم ، ممکن است شب ها خود مدارایی کمتری داشته باشم و نسبت به همسر و فرزندانم  کم حوصله باشم. این روند نزولی است. مانند عضله ، فشار باعث خستگی می شود. با این حال ، در طولانی مدت ، عضله ای که به طور مداوم ورزش داده می شود ، در زمینه استقامت و قدرت افزایش می یابد. خوشبختانه ، همین مسئله در مورد خودکنترلی نیز صادق است.

با تعیین اهداف واضح و واقع بینانه ، با نظارت بر پیشرفت خود در رسیدن به آن اهداف ، و به اشتراک گذاشتن موفقیت ها و مشکلات خود با دیگران ، از توانایی خود برای کنترل خود بهره مند می شویم. هنگامی که ما خود کنترلی را انجام می دهیم ، با گذشت زمان ، قدرت اراده ما هم در آن زمینه خاص و هم در اصل قدرت اراده افزایش می یابد. این خبر خوبی است.

به عنوان مثال ، یکی از راه های پرورش خودکنترلی در زندگی ، ورزش منظم است. در یک مطالعه ، افرادی که برنامه ورزشی را شروع کرده اند ، در یک دوره دو ماهه ، کنترل خود را افزایش داده اند. آن ها تلویزیون کمتری تماشا می کردند ، کمتر سیگار می کشیدند ، کمتر الکل ، کافئین و غذای بی کیفیت مصرف می کردند  ، عملکرد بهتری داشتند و اهداف و برنامه هایشان کمتر به تعویق افتادند. علاوه بر این ، آن ها بیشتر مطالعه کردند ، به حفظ تعهدات خود وفادارتر بودند و از افزایش کنترل عاطفی خبر دادند. شرکت کنندگان در کنترل رفتارهایی که هم ربطی به ورزش نداشته باشند و هم عملکرد آن ها در انجام یک کار خودکنترلی در آزمایشگاه ، خود کنترلی بهتری نشان دادند. یافته های این مطالعه نشان می دهد که «ظرفیت» نظارتی ما از قبل تعیین و محدود نشده است. لذا با تعدادی از رفتارهای مناسب می توان آن را افزایش داد.

برنامه ماموریت خود را داشته باشید

همانطور که قبلاً در تیم های SEAL می گفتیم ، رفتار خود را برنامه ریزی کنید و برنامه خود را دقیق و در زمان مناسب اجرا کنید. دقیقاً مانند یک رهبر مشاغل مسئول ، یک مأموریت خاص با نقاط عطف ساختار یافته و KPI ها (شاخص های کلیدی عملکرد) خواهد داشت ، بنابراین باید کسانی از ما که مایل به دستیابی به اهداف خاص هستند ، همواره در میدان باشند. این برنامه ماموریت برای حفظ تمرکز بر روی دید بلند مدت و همچنین مسیری که ما را به آنجا می برد بسیار مهم است. و هیچ مشکلی در تغییر برنامه یا تغییر اهداف ما وجود ندارد – در حقیقت ، تکرار آن برای بارها در طول زندگی ما کاملاً ضروری است. بنابراین چگونه می توانیم با نظم و کنترل و خود کنترلی بیشتر پیروز شویم؟

به روشنی اهداف خود را تعیین کنید

هنگامی که ما اهداف خود را مختصر ، محدود در زمان ، قابل اندازه گیری و واقع بینانه انجام ندهیم (با یک برنامه استراتژیک برای پشتیبانی از هر هدف) ، آسان تر ممکن است که اجازه دهیم حواس پرتی مانع پیشرفت شود. اتفاقات وسوسه برانگیز جدید ظاهر می شوند و ما شروع به تعقیب چیزهای غیر مرتبط با اهداف و ارزش های خود می کنیم.

تجسم برنده شدن

به معنای واقعی کلمه. ورزشکاران و مربیان نخبه این کار را انجام می دهند. اپراتورهای ویژه این کار را می کنند. کارآفرینان موفق این کار را انجام می دهند. نیکوکاران بزرگ. بازیگران برنده اسکار. شما به آن چه می گویید. هنگامی که ما نتیجه پیروزی را تصور می کنیم و چگونه به آن نتیجه می رسیم ، مغز ما برای تعریف مسیر پیش رو شروع به کار می کند. اگر هدف شما اجرای یک ماراتن است ، خود را در حال دویدن مسابقه تصور کنید ، درد ، احساسات و شادی خط پایان را احساس کنید. هر روز تمرین منتهی به مسابقه را تصویر کنید. چه خواهید کرد؟ چه احساسی خواهید داشت؟ از چه وسوسه هایی جلوگیری خواهید کرد؟

لیست موانع

بهترین راه برای جلوگیری از وسوسه ها و حواس پرتی لیست کردن آن هاست. به آن ها یک اسم بدهید. آن ها را بر اساس تمایلات خود و به احتمالا وجود ضعف در این مناطق رتبه بندی کنید. چه تهدید و انسدادی در راه شما وجود دارد ؟ چه چیزی باعث شده است که شما در گذشته شکست بخورید؟ اگر تمایل ندارید پروژه های خود را به اتمام برسانید ، “پنج چرا” را از خود بپرسید. به ریشه بروید و هر یک را به دقت تحلیل و ارزیابی کنید.

بلوک های جاده را بردارید

به تدریج مدیریت گرایش های اتلاف وقت و برطرف کردن موانع را آغاز کنید. اگر در یک کار یا رابطه به بن بست رسیده و یا در مسیر  گیر کرده اید. نباید خیلی ضعیف باشید و از مسیر بیرون بروید. اگر می خواهید یک رهبر بهتر برای تیم خود در محل کار باشید ، وقت خود را برای توسعه شخصی و حرفه ای اختصاص دهید. این به معنی حذف هزینه های دیگر فعالیت های لذت بخش اما بی معنی است.

درست همانطور که لازم است

برنامه ای برای اصلاح سریع دوره داشته باشید. شریک پاسخگویی داشته باشید. در صورت عدم اعتماد ، از دیگران بازخورد بخواهید. وقتی ضعف ها نمایان می شود از دست خود عصبانی شوید! سپس به مسیر خود برگردید.

پیدا کردن موفقیت و فرصت های جادویی فراتر از منطقه امن ما بوده و  نیاز به تمرکز و پیگیری دارد. مستلزم تفکر و مقاومت در عمل است. از آنجا که ما همچنان به تکامل ذهنی خود ادامه می دهیم ، تجهیزات بیشتری برای بازگشت به عقب خواهیم داشت. نظم و انضباط و خودکنترلی و اساسی برای هموار کردن مسیر موفقیت ما است. آن ها برای مقاومت در برابر وسوسه و پیروزی در هر کاری که انجام می دهیم ، ما را به تجهیزات جنگی مجهز می کنند.

منبع: FORBES
ترجمه شده در گروه مجله بیستک به قلم  آناهیتا قوامی