بسیاری از ما یک رئیس، فردی در خانواده یا همکاران داریم که به ما می گوید که باید نه گفتن را به درستی انجام دهیم. اگر شما استاد، یا مربی یک برند تجاری یا مدیر اجرایی آن هستید، به نظر می رسد که اغلب مطالبات بیشتری وجود دارد که زمان اجازه دستیابی به آن را همواره نمی دهد. من از دیدن ایوان میسنر، نویسنده کتاب «چه کسی در اتاق توست؟» شگفت زده شدم. این کتاب راز ایجاد یک زندگی بهترین را برای شما با توجه به افکار خودتان در مورد چگونگی گفتن” نه ” به شما آموزش می دهد. در زیر، برخی از نکات جالب و عملی برای پیدا کردن راه های خلاقانه و همراه با احترام برای نه گفتن،که میسنر در کتاب خود بیان کرده را مرور می کنیم.

کیمبرلی ویتلر: چرا مردم آنقدر به سختی می گویند نه؟

ایوان میسنر: در واقع دو دلیل وجود دارد.دلیل اول اینست که در آن مورد کاملا مطمئن نیستند تا بتوانند قاطعانه نه بگویند. برای مردم راحت نیست که به کسی بگوید “نه”، به ویژه اگر فرد مقابل یکی از  دوستان آنها باشد. بنابراین، خیلی اوقات افراد احساس گناه می کنند. بله، بسیاری از مردم احساس گناه می کنند و به همین دلیل نه گفتن برایشان تا این حد سخت است. اما برای حل این مشکل تعیین مرزها مهم است. اگر مرزها را تنظیم نکنیم، بین احساس گناه و احساس ناامید کنندگی از تفاوتی به وجود نخواهد آمد ، زیرا ما خود را در موقعیتی قرار داده ایم که واقعا نمی خواسته ایم و کاری را انجام داده ایم که نمی خواسته ایم انجام دهیم. همچنین برای مدیریت این موضوع زمان کافی برای آن باید در نظر قرار گرفته شود. بهترین راه برای جلوگیری از این ناراحتی ها این  است که یاد بگیریم چگونه بدون هیچ گونه تندی و پرخاش، واضح و صریح حرف بزنیم.

دلیل دوم این است که مردم نمی دانند چگونه نه بگویند. آنها ممکن است بخواهند بگویند نه، اما نمی دانند چگونه این کار را انجام دهند و با آن راحت باشند.

ویتلر: چرا اینطور است؟

ایوان میسنر: این به این دلیل است که ما در واقع به درستی در این خصوص آموزش نداده ایم که چگونه نه بگوییم. ما در حقیقت از دوران کودکی یه نوعی شرطی می شویم که “نه” خوب نیست و  نباید بگوییم نه! حقیقت این است که ما امروز بالغ شده ایم. خوب است این باور را رها کنیم، ما فقط باید یاد بگیریم که چگونه آن را به درستی انجام دهیم.

ویتلر: پس چگونه ما با احترام این کلمه را  بگوئیم؟

ایوان میسنر: در اینجا چهار نکته برای نه گفتن وجود دارد که شاید مهم به نظر نمیرسد:

۱. اگر بگویم بله، می ترسم شما را ناامید کرده باشم. یک راه بسیار موثر برای گفتن به کسی که نمی خواهید مستقیماً  به آن ها نه بگوید، این است که به آن ها بگویید که اگر کاری را که می خواهند انجام دهید، ممکن است آن ها را رها کنید. شاید به این دلیل که کشش، دانش و یا تخصص لازم برای انجام آنچه را که می خواهند را نداشته باشید؛ و در هر حال، شما فردی نیستید که بتواند به حل آن موضوع کمک کند، و به همین دلیل نمی خواهید آن ها را ناامید کنید. این نوع واکنش نه تنها شما را از بحران دور می کند بلکه اصول اخلاقی کار شما را تایید می کند و نشان می دهد که شما می خواهید هر کار را به بهترین نحو ممکن انجام دهید.

۲. آن ها را به فردی دیگر ارجاع دهید. وقتی به کسی نه می گوییم، همیشه سعی می کنیم آن ها را به کسی ارجاع دهیم که صلاحیت بیشتری داشته باشد یا برای کمک به آن فرد مناسب تری باشد. ما همچنین سعی می کنیم آن ها را به کسی ارجاع دهیم که تخصص و مهارتش بیشتر با پروژه آن ها همخوانی دارد. فقط به این دلیل که شما می توانید کاری انجام دهید الزاما به این معنا نیست که حتی اگر واقعا حوزه تخصص شما نباشد، باید این کار را بکنید. بنابراین عاقلانه ترین راه اینست که انجام کار را به فرد متخصص آن کار بسپارید.

۳٫ من این کار را انجام نمی دهم. گاهی اوقات درخواست و پاسخ می تواند بسیار ساده باشد. به عنوان مثال، زمانی که کسی تلاش کند تا ما را متقاعد کند که یک تکه کیک یا پای برداریم، می توانیم به سادگی بگوییم: “متشکرم، اما من شکر فرآوری شده نمی خورم.” وقتی آنها چیزی شبیه این می گویند: “اوه، فقط گاز بخور” هیچ مشکلی برای تکرار این واقعیت نداشته باشید؛ آنها باید درک کنند که دلیل من برای نه گفتن چیست. بسیار ساده است، چون من شکر دوست ندارم.

۴٫ موضوع را شبیه سریال سینفلد نکنید. یکی از چیزهای واقعا خنده دار در سریال تلویزیونی سینفلد این بود که چگونه شخصیت ها به خاطر استفاده از یک ترفند دیوانه وار، باعث بروز موقعیت های پیچیده و مشکلات بسیار می شدند و در نهایت وضعیت سختی را به وجود می آوردند، در حالی که اگر ساده و صادقانه دست به اقدام می زدند هیچ یک از آن مشکلات به وجود نمی آمد. مودب باشید، اما صادقانه و مستقیم صحبت کنید.

 

 

منبع: FORBES
ترجمه شده در گروه مجله بیستک به قلم  آناهیتا قوامی