در سال هایی که به عنوان یک درمانگر در حیطه ازدواج درمانی و خانواده درمانی خدمت کردم ، با انواع مختلفی از زوج ها کار کردم که در روابط خود به طریقی برای بهبود روابطشان تلاش می کردند. من بارها و بارها دیدم دقیقاً جایی که زوج در مورد مسیرهایی که می خواستند در زندگی و مشاغل خود بگذرانند با اختلافات غیرقابل جبران مواجه بودند. آن ها در بن بست گیر می افتادند و نمی دانستند چگونه از درون آن حرکت کنند.

غالباً آنچه من می بینم این است که زن و مردی به جایی رسیده اند که آرزوهای شغلی شریک زندگی خود را دیده اند و دریافته اند با آن روشی که خودشان می خواستند زندگی کنند ، اختلاف نظر دارند و حال نمی دانند چگونه باید زندگی خانوادگی خود را تصور کنند.

همچنین  در کار مربیگری من ، اکنون ، همه افراد درمورد چگونگی انتخاب شریکی که از بالاترین اهداف شغلی شان پشتیبانی کند ، سؤال می کنند ، همچنین در این مورد که چگونه ناگهان یک شریک می خواهد مسیری کاملاً جدید را انتخاب کند تا همه چیزهایی را که می خواهد به دست آورد. و چگونه می توان با این تصمیمات ناگهانی موافقت کرد (ناخودآگاه یا آگاهانه) . من شخصاً این چالش را در زندگی خودم تجربه کرده ام وقتی تصمیم گرفتم و اطمینان حاصل نمودم که قصد دارم کار ناخوشایند شرکتی خود را برای همیشه ترک کنم و حالا نیز این را می دانم که این قبیل تصمیمات برای هر دو شریک چه زن و چه مرد  چقدر می توانند سخت باشد.

به تازگی از من خواسته شده است که با ربکا کونیگ ، نویسنده نشریات آمریکا و اخبار جهان ، درمورد این مسئله صحبت کنم و افکار خود را با شما در میان بگذارم. در زیر پاسخ کامل من به ۵ سوال مهم در مورد این موضوع  آورده شده است:

  1. چگونه شریکی را انتخاب می کنید که حتی در بحبوحه ی چالش های عمیق در مسیر تحقق اهدافتان ، از بزرگترین رویاهای شغلی شما حمایت کند؟

در دوازده سال گذشته با هزاران کارمند حرفه ای در سنین سی و چهل سالگی برخود داشته ام که می خواستند شغل خود را تغییر دهند همچنین در زندگی خودم که در آن دو تغییر کامل شغلی را تجربه کردم ، این موضوع را به روشنی دریافته ام که بسیاری از اهداف شغلی که در اوایل برا ی خود تعریف می کنیم. در زندگی غالباً دچار تغییر می شوند و یا نیاز به تجدید نظر در سال های بعد دارند. ما با رشد کردن و بالغ شدن ، به طرز چشمگیری پیشرفت کرده و تغییر می کنیم ، و آنچه در سال های بعد برای ما مهمتر خواهد بود ، اغلب با آنچه که در ده یا بیست سال پیش برایمان اهمیت ویژه ای داشته ، بسیار متفاوت است.

این بدان معناست که ، برای خوشبختی در ازدواج یا روابط طولانی مدت ، انتخاب شریکی که بتواند انعطاف پذیر ، مثبت اندیش و با احترام به آنچه می خواهید باشد – بسیار مهم است – شخصی که می تواند همراه با شما تغییر کند و رشد کند و هرگز شما را سرکوب نکند تا بتوانید همان که می خواهید باشید.

من به عنوان یک درمانگر ، زوج هایی را در مطب خود ملاقات می کنم که درگیری عمیق (و اغلب قهرآمیزی) بر سر شریک خود در زندگی دارند یکی از طرفین می خواهند چیزی در زندگی همسرش متفاوت باشد در حالی که فرد مقابل  با قاطعیت در برابر این تغییر مقاومت می کند.

از هر زوج ، این سوال را می پرسم:

“آیا هرکدام از شما قادر هستید کاملاً از شریک زندگی خود پشتیبانی کنید تا آنچه را که می خواهد در زندگی انجام دهد؟  و با توجه به فرصت هایی که زندگی  بر سر راه وی قرار داده است به بالاترین پتانسیل خود برسد؟” آیا می توانید پشت سر او بمانید و از او حمایت عاطفی لازم را به عمل آورید تا برای پیگیری دیدگاه ها و آرزوهایش برای رسیدن به  شادترین زندگی موفق شود؟

اگر جواب “نه” باشد ، به طور معمول برای موفقیت طولانی مدت روابط بسیار ضعیف است.

— نکته: شریکی را انتخاب کنید که دقیقاً و قاطعانه چگونگی دیدگاه خود نسبت به همه چیز را از قبل برای همیشه تنظیم نکرده باشد. و مطمئن شوید که در حال تن دادن به یک  “پیمان ناخودآگاه” نیستید که شما را به یک دسته خاص ، حرفه یا جهت خاص برای همیشه متصل کند. بخش های ناخودآگاه را تبدیل به آگاهی کنید. بنشینید و صحبت های صادقانه و واقع گرایانه ای درباره آنچه هر دو می خواهید داشته باشید ، تا آنجا که می توانید در مورد آینده  مسائل مختلف را تصور کنید. با صراحت در مورد پول ، فرزندان ، انعطاف پذیری ، امنیت صحبت کنید ،  آن چیزی را در گفتگو مطرح کنید که برای سازش و هر چیز دیگری که برای ساختن یک زندگی شاد برای شما بسیار مهم است. همین طور در مورد تغییر کارهایی که انجام می دهید صحبت کنید.

اگر می خواهید انعطاف پذیری و سیاست لازم را در زندگی خود داشته باشید ، شریکی برای زندگی خود پیدا کنید که بتواند بفهمد زندگی به ناچار تغییرات چشمگیری ایجاد می کند و آن ها می توانند با آن پیش بروند و خود و رابطه تان را در برابر آن تغییر ندهند.

  1. چگونه می توانم به طور موثر با شریک زندگی خود همکاری کنم تا برنامه ریزی شغلی مان در تضاد قرار نگیرد؟

من این را می گویم: اگر می خواهید تغییر شغلی ایجاد کنید ، و گزینه های خود را کاوش می کنید ، در ابتدای کاوش ، بیش از حد نگران آنچه فکر می کنید شریک زندگی شما  همواره نیاز دارد و برایش مهم است نباشید. این زمان باید صرف  کشف جزییات و طوفان مغزی به روشی غیرقابل شمارش باشد که بر اساس آن تصمیم بگیرید می خواهید با شغل خود چه کاری انجام دهید.

این یک اکتشاف فشرده خصوصی و شخصی است و برای انجام صحیح آن ، به روشی که منجر به موفقیت هر دو شما شود ، ابتدا باید گزینه ها را به شکلی عاری از فشار برای لذت بردن از شریک زندگی خود یا خانواده  خود بررسی کنید.  این فشار شدید (ناراحت کردن شریک زندگی یا خانواده) دقیقاً همان چیزی است که به معنای واقعی کلمه باعث می شود هزاران زن و مرد در مشاغل نامناسب و شغل هایی که از آن ها متنفر هستند گیر بیفتند ، زیرا آن ها حتی یک دقیقه هم به آنچه در واقع می خواهند فکر نمی کنند.

و زنان به ویژه مستعد “عملکرد بیش از حد کمال گرا” و تبدیل شدن به افراد دلپذیر برای سایرین هستند – برای خشنود کردن دیگران آن ها حاضر به انجام کارهای بیش از آنچه مناسب ، سالم و ضروری است تن داده  و سعی می کنند امتیاز عالی را کسب کنند.

مطمئناً ، شما می توانید و باید با شریک زندگی خود در میان بگذارید که قصد دارید کاوش کاملی از ارزش ها و اهداف شغلی خود انجام دهد. اما بگذارید خود را در جستجوی اکتشافات صادقانه و بی وقفه از استعدادها ، مهارت ها و تخصص های خود و اینکه چگونه می خواهید از افراد که در پیش رو هستند بهره ببرید ، برای درآمدزایی خود بررسی کنید.

انجام این کار با یک فرد بی طرف – مربی ، مربی یا دوست پاسخگو – شخصی که به عواطف شخصی شما  پیوندی یا اثری ندارد ، کمک می کند و می تواند چشم انداز آینده شما را قبل از “بازپس گیری” ببیند و از آن ها پشتیبانی کند.

در نهایت همه موارد را با شریک زندگی خود به اشتراک بگذارید و بگویید  که در حال بررسی برخی ایده ها برای تغییر شغل هستید ، اما به خودتان اجازه نمی دهید بیش از اندازه در آنچه که او می گوید سرمایه گذاری کنید تا زمانی که تصمیم نهایی را انجام داده اید تا بهترین مسیرهای بعدی را برای شما کشف کند.

  1. چگونه می توانیم برای کسی که در مرکز توجه و حساسیت ما قرار دارد ، بهترین موقعیت و بهترین حرفه را بسازیم؟

بهترین نقل قولی که من تاکنون در مورد این ایده که زندگی شاد را ایجاد می کند خوانده ام از کتاب عالی “انرژی پول ماریا نمت” است که در آن می گوید:

“مردم خوشحال هستند وقتی که در واقعیت جسمی آنچه را که می دانند در مورد خود واقعیت دارند نشان می دهند ، و به روش های کمک به دیگران به اهداف زندگی خود شکل می دهند.”

برای انجام این کار ، ما باید آزاد باشیم تا در یک کاوش و تحقیق بسیار عمیق درمورد اینکه واقعاً چه کسی هستیم و چه کاری را می خواهیم در زندگی و کار خود داشته باشیم ، درگیر شویم. ما ابتدا باید فضایی داشته باشیم تا خودمان را دقیق تر درک کنیم و از نگرانی هایی که چگونه نتیجه اکتشاف ما روی شریک زندگی ما تأثیر خواهد گذاشت ، آزاد باشیم (برای لحظه ای).

سپس ، هنگامی که شما بهتر علائق و اهداف خود را شناختید و بررسی کردید می دانید چه چیزی را واقعاً دنبال می کنید ، وقت آن است که با شریک زندگی خود در مورد آنچه ممکن است به معنای اکتشاف کامل این تغییر ، و ایجاد گذار باشد ، صحبت کنید و پشتیبانی و همکاری او را بخواهید تا تلاش و همکاری خود را برای تسهیل شرایط به منظور ایجاد یک موقعیت موفقیت آمیز برای شما انجام دهند. برنامه ای که برای شما و خانواده به درستی  کار خواهد کرد.

این مهم است که بدانید که لازم نیست همه چیز را با هم به دست آورده و یا قید همه چیز را بزنید و همه چیز را در معرض خطر قرار دهید تا بتوانید حرفه ای شاد تری داشته باشید. اغلب اوقات ، این فقط یک محوری یا تعدیل جهت یا تمرکز است که می تواند پاداش ، خوشبختی و موفقیت بیشتری را در کار و زندگی حرفه ای شما به ارمغان آورد. بنابراین نترسید از این که منشأ این تغییر را کشف کنید.

  1. چگونه می توان در مورد نقاط مناقشه برانگیز بحث (مانند “آیا شما به دنبال شغلی مثل من می گردید؟” یا “چه کسی در صورت انجام این ارتقاء از فرزندان نگهداری خواهد کرد؟”) بدون عصبانی شدن در یک بحث بزرگ شرکت کرد؟

بهترین راه برای بحث و گفتگو که به طور بالقوه باعث ایجاد تعارض می شود ، “شجاعت داشتن” است – موافقت کنید و به حد توان همراه شوید از این طریق است که ممکن است با هم باز و صادق و دلسوز باشید و با او صریح صحبت کنید و چیزهای حساسیت برانگیز را بگویید ، بدون اینکه به خودتان اجازه دهید وارد دعوا شده، یا از نظر عاطفی واکنش پذیر شوید. این نوع بحث ها ترس زیادی را در افراد ایجاد می کند ، زیرا این بدان معناست که آن ها در حال ورود  به مناطقی از رابطه شان هستند که احساس ناشناخته ای در آن می کنند و بنابراین بسیار خطرناک و ناامن به نظر می رسد.

علاوه بر این ، بسیاری از بزرگسالان در مورد پول ، کمبود و  ریسک پذیری ترس های جدی دارند (که غالباً ناشی از آسیب در دوران کودکی است) و این ترس ها باعث می شود بحث حتی کوچکترین تغییر در حرفه  برای بعضی ها بسیار پرخاشگرانه باشد.

نکته اصلی این است که به بحث نه به عنوان یک دعوا و یا مذاکره نزدیک شوید بلکه به عنوان یک بحث باز ، آرام و محترمانه در مورد چگونگی زندگی خانوادگی خود در کنار هم.  تصور کنید – چه می خواهید ، چه نمی خواهید ، چه چیزی برای شما مهم است ، و اولویت های اصلی شما چیست. آن ها را تا حد امکان با آرامش بیان کنید و درک کنید که همه اینها عمیقاً ذهنی است. هیچ کس در مورد آنچه احساس می کنند صد در صد “درست” یا “اشتباه” نیست. همه ما بسیار تحت تأثیر تربیت و کودکی خودمان ، از جمله آموزش فرهنگی و خانوادگی خود و ترس ها ، ذهنیت ها ، تعصب ها و اعتقادات موجود در فرهنگ خانوادگی مان هستیم.

  1. چگونه می توانم از ابتدای کار خود شغلی ایجاد کنم که امکان انعطاف و کنترل هرچه بیشتر وقت خود را داشته باشم؟

من دیده ام که این کار بیش از آنچه کارمندان شرکت معمولی انتظار دارند انجام می شود. همه اینها به دانستن و احترام گذاشتن بستگی دارد احترام گذاشتن به آنچه برای شما ارزش دارند و روشن شدن آن موارد غیرقابل مذاکره برای شما و برای کسانی که با قدرت ایستادگی می کنند ، در این صورت تنش ها کاهش می یابد. هنگامی که اولویت های مهم زندگی خود را کاملاً روشن کرده اید و می دانید برای رسیدن به این اولویت ها ، چه چیزی را برای رسیدن به این اولویت ها آماده خواهید کرد ، می دانید ، انتخاب و کنترل بسیار بیشتری خواهید داشت.

به عنوان مثال ، اگر می خواهید در برنامه خود از میزان  انعطاف پذیری ، اطمینان داشته باشید تا بتوانید در کنار فرزندان خردسال خود حضور بیشتری داشته باشید ، از همان ابتدا کار خود را به گونه ای انجام دهید که بتوانید مشاغل مورد علاقه خود را انجام دهید. این مبنای مستقل و نه فقط به عنوان یک کارمند شرکت بسیار مفید است. تا سال ۲۰۵۰ ، ۵۰٪ از جمعیت ایالات متحده مستقل خواهند بود – این یک رویکرد جدید تنها برای کار نیست.

در زندگی خودم ، انتخاب های محوری انجام دادم که به من اجازه می داد نیازها و خواسته های شخصی خود را برآورده سازم. به عنوان مثال ، به عنوان یک مدیر ، تصمیم گرفتم مسیر نیاز به مشارکت در مسافرت بیش از حد را دنبال نکنم. من می دانستم که این باعث می شود شانس های من در نقش بالاتر در دست کارفرمای من محدود شود ، اما من آن را پذیرفتم (و با آن خوب بودم) زیرا حضور در زندگی فرزندانم مهمترین چیز برای من بود.

سپس ، بعد از ۱۱ سپتامبر ، تصمیم گرفتم زندگی شرکتی را به کلی کنار بگذارم و تجارت خودم را راه اندازی کنم (ابتدا به عنوان یک درمانگر و سپس به عنوان مربی شغلی ، نویسنده و مشاور) تا بتوانم سرانجام بهترین درجه انعطاف پذیری ، مالکیت و کنترل را داشته باشم. من باید خوشحال باشم.

ما می توانیم کاری را که می خواهیم انجام دهیم تا زمانی که یک برنامه دقیق و کاربردی بسازیم و در تمام راه برای رسیدن به آن قدم های درست را برداریم.

نکته: تصمیم بگیرید که چه مواردی بیشترین اهمیت را برای شما دارد ، سپس از ابتدای کار تا پایان ، اقدامات صحیح را انجام دهید تا اطمینان حاصل شود که انعطاف پذیری و کنترل مورد نظر در دسترس شما باقی خواهد ماند. شجاع باشید و به نقش ها ، کارفرمایان و موقعیت هایی که شما را از آنچه در این زندگی بیشتر به عنوان یک انسان برای آن ارزش قائل می شوید ، “نه” بگویید. اگر همچنان نیرومند ، شفاف و شجاع باشید ، فرصت های شگفت انگیزی در جهان برای شما وجود دارد تا بتوانید همانطور که می خواهید کار کنید و به ارزش ها و چشم اندازهای اصلی خود احترام بگذارید از راه هایی که شادی و پاداش زیادی به همراه خواهد داشت.

برای کسب اطلاعات بیشتر ، به وبینار رایگان “سریعترین مسیر برای شادترین شغل خود” کتی کاپیرینو بپیوندید و راهنمای او “برنامه ای مطمئن برای کشف آنچه واقعاً می خواهید” را دانلود کنید.

منبع: FORBES
ترجمه شده در گروه مجله بیستک به قلم  آناهیتا قوامی