یکی از ارزش های اصلی شرکت من این است که  در مورد آنچه می خواهیم،  می گوییم “این اتفاق باید بیفتد”. تیم ما این مانترا را به عنوان یکی از ارزش های اصلی انتخاب کرد تا افراد را ترغیب به پیشبرد و تفکر در رویکرد خود برای انجام کارها کند. هیچ کس دیگری نمی خواهد این کار را برای شما انجام دهد. این خود شما هستید که باید آن را عملی کنید.

این حس استقلال که باید القا شود ، از بالا شروع می شود و به همه اعضای تیم می رسد. اما شما این نگرش متکی به خود را در هر شرکتی پیدا نخواهید کرد ، زیرا به رهبران قدرتمند و هدفمند نیاز دارد که در مورد استخدام افراد مناسب ، تعیین انتظارات و پرسیدن سوالات صحیح ، آگاه باشند.

در اینجا چگونگی گردآوری تیمی را مشاهده خواهید کرد که با اعتماد به نفس با هر چیزی در پیش رویشان باشد با قدرت مواجه می شوند:

تیم با اعتماد به نفس بسازیم

۱: در طی مصاحبه افرادی با روحیه مستقل و متکی به خود را بیابید

همه به طور طبیعی به خود متکی نیستند. در حالی که یک متقاضی استخدام ممکن است یک شخص فوق العاده باشد ، این لزوماً به معنای این نیست که او مناسب نقشی است که نیاز به یک طرز فکر مستقل دارد. می توانید ببینید که چند تن از نامزدها این ویژگی را در طی مصاحبه دارند – و این مستلزم یک نتیجه گیری در طی فرآیند مصاحبه است. به عنوان مثال اگر شخصی سؤالات زیادی بپرسد ، نشانگر قدرت خوب اندیشیدن است. این بدان معناست که آن ها به طور جدی سعی در بدست آوردن جواب درست دارند ، و مهم نیست که برای پیدا کردن آن چقدر تلاش لازم است. کامل بودن و پرسیدن سؤالات بخش مهمی از مؤثر بودن در هر شغلی است و شما همیشه باید هنگام مصاحبه با متقاضیان استخدام های احتمالی به دنبال آن باشید.

۲: مالکیت اعضای جدید تیم

در بعضی مقاطع ، شما در هر تصمیمی که تیم تان اتخاذ می کند ، درگیر نخواهید شد. هیچ کس نمی خواهد همان انتخاب هایی را که می خواهید انجام دهید یا کاری را دقیقاً به همان روش دلخواه شما انجام دهد. خوشبختانه ، این در واقع به خودی خود چندان مهم نیست. نکته مهم این است که آن ها بر اساس یک تصمیم  صحیح فکر کرده اند و تصمیم گرفته اند اندیشه خود را  به روشی مشخص عملی کنند. این احساس مالکیت معمولاً توسط رهبران ارشد به سایرین منتقل می شود زیرا افراد سازمان رفتار خود را بر اساس آنچه از رده های بالا می بینند بروز می دهند. بنابراین ، اگر سؤالات درست می پرسید و به افراد متناسب با نقش های جدید خود  احساس تملک  را القا می کنید ، آن ها به طور غریزی کنترل امور مربوط به خود را در دست خواهند گرفت.

۳: به مردم انتظارات خود را آموزش دهید

معمولاً برای افراد دشوار است که وقتی نمی دانند چه انتظاری از آن ها می رود ، مستقل عمل کنند. اگر می خواهید یک تیم با اعتماد به نفس داشته باشید ، باید آنچه را که همه باید انجام دهند و نحوه انجام آن را ارائه دهید ، و با افراد هر بخش ارتباط برقرار کنید. من شخصاً در روزهای ابتدایی در شرکت SecondLove تمام سفارشات خرید محصولات خود را انجام می دادم. اما وقتی معاون رئیس عملیات فعلی ما روی کار آمد ، این وظیفه را بر عهده گرفت. یک روز ، ما نشستیم ، فرایند قرار دادن سفارشات و “چرایی و چگونگی” دلایل پشت این تصمیمات را به دقت بررسی نموده و انتظاراتی که در زمینه های مختلف وجود داشت را شناسایی کردیم.  امروز ، من حتی به سفارشات خرید نگاه نمی کنم زیرا او می داند چه انتظاری وجود دارد ، و من به او اعتماد می کنم که تصمیم خود را به تنهایی بگیرد و آن را عملی نماید.

۴: لحظه های مناسب را پیدا کنید تا خود را در یک فرآیند صحیح درگیر کنید

یافتن تعادل بین درگیر شدن خیلی سریع یا خیلی دیر  انتخابی دشوار است. اگر تا پایان کار از یک پروژه دور بمانید ، ممکن است نتوانید جایگاه خود را در آن پیدا کنید و زمانی که درخواست تغییرات مد نظرتان را می دهید باعث ایجاد کار بیشتر برای تیم شما شود. در حالی که اگر اطلاعات زودتر به شما داده می شد ، در نتیجه نهایی نظر شما منعکس می شد. از طرف دیگر ، قصعاً شما نمی خواهید قبل از اینکه تلاش های تیم به جایی برسد که ورودی شما لازم باشد درگیر آن شوید. من واقعاً گاهی از شرکت در برخی جلسات انصراف می دهم زیرا مشخص است که تیم هنوز تمام جزئیات را نفهمیده و نیاز به نشست ها و جلسات بیشتری دارد. اگر می توانید با برقراری ارتباط به شکل مطلوب و ایجاد انتظارات صحیح، نقطه میانی را پیدا کنید ، تیم شما فضای مورد نیاز خود را برای انجام کار به خود اختصاص می دهد – با این اطمینان که در صورت نیاز به ورود شما ، در زمان مقتضی شما در آنجا حضور خواهید داشت.

۵: تیم خود را تشویق کنید تا به راحتی  بپرسد “چرا؟”

این که اعضای تیم شما واقعاً می فهمند که چرا روی چیزی کار می کنند ، به آن ها این امکان را می دهد تا اطمینان حاصل کنند که می توانند تصمیم های درستی بگیرند و در موفقیت سازمان نقش خاص خود را داشته باشند. به عنوان مثال ممکن است به تیم بازاریابی خود بگویم ، “من فکر می کنم برای استراتژی روابط عمومی سال آینده باید روی این موضوع تمرکز کنیم.” اگر اعضای این تیم استقلال کافی را داشته باشد و بداند می تواند در مورد چرایی مسایل سوال کند، به همه ابهامات پاسخ  داده خواهد شد ،  سوال هایی از این دست ممکن است مطرح گردد”خوب ، چرا این فکر را می کنید؟ این استراتژی چگونه در برنامه کلی سال جای می گیرد؟ آیا این بهترین روش برای صرف منابع ما است؟ ” این سؤال ها هیچ کس را  متهم نمی کند. این فقط به افراد فرصت می دهد که  توانایی و اندیشه خود را بیشتر ابراز نمایند.

در پایان ، یک تیم با اعتماد به نفس تصمیماتی صحیح را اتخاذ کرده و با آن ها اداره می شود. اگر همچنان به مکالمه و گفتگوی سودمند ادامه دهید ، احتمالاً تیم شما با تصمیم گیری احساس اطمینان بیشتری پیدا می کند و استقلال خود را با گذشت زمان افزایش می دهد.

منبع: minute
ترجمه شده در گروه مجله بیستک به قلم  آناهیتا قوامی