من با یک رهبر ارشد کار می‌کردم، که چالش او مسئله ذهنی مربوط به اتفاقی در گذشته‌های بسیار دور بود که مدت‌ها مانع از پیشرفت او شده بود. او خیلی زیاد به آن مسئله فکر می‌کرد و اعتماد به نفس خود را از دست داده بود.

در واقع نشخوار فکری عادت آویختن به چیزهای منفی در گذشته و بازگویی چندباره آن داستان برای خودتان است. براساس نظر سالی هلگسن و مارشال گلداسمیت در کتاب “نحوه موفقیت زنان“، زنان اغلب خودشان را برای کاری که در گذشته انجام دادند (یا انجام ندادند) سرزنش می‌کنند، در حالیکه مردان تمایل به عصبانیت شدن و سرزنش دیگران دارند. نشخوار فکری می‌تواند هم در مردان و هم در زنان رخ دهد، چون آن یک مونولوگ درونی است که شنیده نمی‌شود. بیشتر برنامه‌های توسعه رهبری با نشخوار فکری آشنایی ندارند، اما این مسئله بر روی رهبران تاثیر زیادی دارد.

چرا ما به نشخوار فکری روی می‌آوریم؟

ما دلایل زیادی برای تکرار مطالب ناخوشایند برای خودمان داریم. در آن لحظه، ما با تکرار مطلب، فکر می‌کنیم برای یادگیری از آن موقعیت کار درستی انجام می‌دهیم. اما بعد از مدت‌ها، یادگیری متوقف شده و خودانتقادی موجب تضعیف اعتماد به نفس ما می‌شود. یا اینکه ما به مطالب منفی می‌پردازیم چون احساس نمی‌کنیم که باید به خودمان فرصت جبران دهیم. ما ممکن است معتقد باشیم که باید درباره خودمان احساس بدی داشته باشیم.

هنوز برخی از نشخوار فکری خود مطلع نیستند. این مطلب که دختران در بزرگسالی شروع به نشخوار فکری می‌کنند، صحت دارد، بنابراین ممکن است در بزرگسالی واقعاً به آن گرفتار شوند. این تاثیر تکرار وسواس‌گونه مطالب منفی است.

هلگسن و گلداسمیت در کتاب‌شان تفسیر خاطره‌انگیز و جالبی از معنای کلمه “نشخوار فکری” ارائه داده‌اند. نشخوارکنندگان، گاوها، بزها، گوزن‌ها و دیگر حیواناتی هستند که تنها علف می‌خورند و به سختی تلاش می‌کنند از آن پروتئین به دست آورند. آن‌ها علف‌ها را قابل هضم می‌کنند و قبل از هضم نهایی آن را می‌جوند. این درواقع همان کاری است که ما برای “نشخوار کردن” خاطرات منفی انجام می‌دهیم: ما آن‌ها را در ذهنمان دوباره و دوباره می‌چرخانیم.

مددجوی من، به نشخوار فکری وضعیتی که در ۶ سال پیش برای ایفای نقش جدیدش رخ داده بود، می‌پرداخت. در طول جلسات مربیگری، من او را تشویق کردم هربار که این موقعیت به ذهنش می‌رسد، خود را دستگیر کند و او دریافت که این کار را خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کند، انجام داده است. وقتی ابتدا از او پرسیدم که آیا دریاره این موقعیت نشخوار می‌کند یا خیر، او پاسخ داد خیر، اما وقتی نسبت به خود آگاه شد، متوجه شد که این کار را انجام می‌دهد و به خاطر علاقه به این کار، نشخوار فکری او خیلی طول می‌کشد.

با گذشت زمان، او به این نتیجه رسید که نشخوار فکری به عنوان یک داستان احتیاطی عمل می‌کند که وقتی با موقعیت جدید روبرو می‌شود، توانایی خود را برای پذیرش وظیفه جدید نادیده می‌گیرد.

او می‌ترسید که خودش و دیگران را ناامید کند و با شروع کار جدید، این داستان با همان بازیگران قبلی دوباره شروع می‌شد. این به نظر شما آشنا نیست؟

دست بردارید

مطالعه درباره رفتارهای خود-محدودکننده و فکر کردن درباره اینکه مدیریت خود، می‌تواند این رفتارها را به سادگی مشخص کند، ساده است. با اینکه این کار با زحمت انجام می‌شود اما شما را به مسیر سالم‌تری هدایت می‌کند. همه مردان و زنان با درجات مختلفی نشخوار فکری می‌کنند، اما راهبردهایی نیز برای کمک به توقف آن وجود دارد، قبل از این‌که از کنترل شما خارج شود و فکر کردن درباره خودتان و توانایی‌هایتان را دشوار کند.

راه‌های هوشمندانه زیادی برای توقف نشخوار فکری وجود دارد که باعث می‌شود به سادگی از این کار دست بکشید.

  1. ریشه داستان را پیدا کنید.

ما می‌توانیم وقتی کار نامعقول انجام دهیم، خودمان را سرزنش کنیم. آیا ریشه این داستان خودانتقادی است یا تلاش برای دستیابی به کمال؟ واقعاً مشخص کنید چه چیزی شما را اذیت می‌کند.

  1. با دیگران مشورت کنید، به ویژه کسانی که با آن‌ها درگیر بودید.

کسانی که بخشی از این داستان بودند، واقع گرایانه‌تر از شما به آن نگاه می‌کنند. وقت آن است که با دیگران مشورت کنید. در جلسات مشاوره، من یک کارگاه برای کمک به تشخیص موانع روانشناسی برای توانبخشی پزشکی مددجویان ترتیب می‌دهم. برخی از مردم به محتوا بی‌توجه هستند. مدت زیادی از آن جلسات آموزشی نگذشته بود، که من فردی را ملاقات کردم که به من گفت چقدر آن جلسات منجر به تغییر او شده بود. من از تعریف و تمجید او غافلگیر شدم. او متوجه غافلگیری من شد و گفت مقاومت او قابل توجیه نبوده است و مقاومت اغلب باعث به چالش کشیدن اطلاعات جدید می‌شود. من به یاد دارم که با خود گفتم چقدر درباره فکر کردن به این موضوع وقت تلف خواهم کرد، چون ضروری است که در این باره نشخوار کنم.

  1. آن را برای کسب جایگاه جدید بیابید.

حتی اگر مددجوی من دوباره و دوباره به داستان انتقاد از خود برگردد و بداند که مقصر نیست، تا زمانی که همه چیز را با دیدگاه جدید نبیند و درباره همه چیز صحبت نکند، نمی‌تواند آن را رها کند. البته او این کار را انجام داد.

نشخوار فکری و درون‌اندیشی

نشخوار و درون‌اندیشی می‌تواند با یکدیگر اشتباه گرفته شود، اما آن‌ها متفاوت از هم هستند. نشخوار فکری بی‌حاصل است و وقتی رخ می‌دهد که به صورت غیرداوطلبانه درباره گذشته فکر کنید، به جای اینکه سعی کنید راه حلی برایش بیابید. شما درحالت نشخوار فکری درباره توانایی‌تان ذهنیتی ایجاد می‌کنید؛ یعنی شما معتقدید در چیزی یا خوب هستید یا نه، یا اینکه کاری وجود ندارد که بتوانید برای رشد خود انجام دهید. نشخوار اغلب باعث ایجاد ریسک کمتر می‌شود، بنابراین تصمیم‌گیری امن، کار همیشگی شما می‌شود.

درون‌اندیشی بخشی از فرایند فکر کردن است که منجر به رشد ذهنیت ما می‌شود. همچنین ما با تمرین می‌توانیم این ذهنیت را تقویت کرده و درباره خود احساس خوبی داشته باشیم. تاثیر درون‌اندیشی بر روی تفکر ما، اشتهای سالم برای ریسک است که اغلب برای یادگیری، خلاقیت، رفاه کلی و رهبری مورد نیاز هر انسانی است.

 

 

 

منبع: FORBES
ترجمه شده در گروه مجله بیستک به قلم شهرام شیری