استراتژی و فرهنگ از اهرم های اصلی در اختیار رهبران ارشد، در تلاش بی وقفه خود برای حفظ حیات و عملکرد سازمانی هستند. استراتژی یک منطق رسمی را برای اهداف شرکت ارائه می دهد و افراد را در اطراف آنها جهت دهی می کند. فرهنگ، بیان اهداف از طریق ارزش ها و باورها و هدایت فعالیت ها به وسیله اشتراک مفروضات و هنجارهای گروه است.

برای ترویج یک فرهنگ عاطفی خاص، لازم است شما این ذهنیت را در کارکنان خود تقویت کنید که آن احساس خاص، برای سازمان یا تیم ارزشمند است- یا حداقل طوری رفتار کنید که کارکنان تصور کنند، این‌گونه است. در این‌جا سه روش موثر برای انجام این کار را ارایه می‌دهیم.

اکثر کارکنان به‌طور طبیعی احساسات مطلوب را تجربه می‌کنند. برای مثال، حتما لحظاتی وجود دارد که کارکنان در آن احساس عشق و محبت و حق‌شناسی را تجربه کنند. اگر این احساسات به‌طور مداوم، بروز کنند، نشانه این است که شما در حال آفرینش فرهنگ مطلوب خود هستید. اگر کارکنان در دوره‌هایی خاص دارای این احساسات هستند و لازم است که برای دوام این احساسات به آن‌ها کمک شود، شما می‌توانید در طی کار روزانه از برخی از اشارات ظریف استفاده کنید. شما می‌توانید زمان‌هایی را برای مدیتیشن اختصاص دهید یا پیامهای معناداری را بر روی وسایل کار کارکنان نصب کنید که به آن‌ها یادآوری می‌کند باید نفس بکشند، استراحت کنند یا بخندند، یا یک تابلو تجلیل بر روی دیوار نصب کنید تا کارکنان جملات محبت‌آمیز خود راجع به همکارانشان را روی آن بنویسند، چیری که ما در یکی از آی‌سی‌یوهایی که مورد مطالعه قرار دادیم، مشاهده کردیم.

ارتباط با همکاران در بیرون از محل کار به ایجاد یک فرهنگ سازمانی مثبت دارد و با بازده بالاتر کمک می کند.

یک دورهمی معنادار با اعضای تیم