برادرزاده من چند سال پیش در مدرسه کسب‌وکار در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی ثبت‌نام کرد، من از او خواستم که هرگاه موضوع نوآوری در این مدرسه از بین رفت به من اطلاع بدهد. او خیلی کم‌حرف می‌زند. من به عنوان یک گوینده و متخصص نوآوری از فقدان نوآوری در تدریس این موضوع بسیار حیاتی ناامید شده‌ام. مسیری که او به نوآوری اختصاص داد خسته‌کننده بود، که توسط حسابدار دیلویت (Deloitte) تدریس می‌شد.

سازمان‌ها برای بقا و رشد در محیط کسب‌وکار باید بتوانند فرهنگ نوآوری قرن بیست و یکم را اجرا کنند تا بتوانند همگام با تحولات مدام تکنولوژیکی و خواسته‌های در حال تغییر مشتری را پاسخگو باشند. با این حال نیمی از کالج‌های برجسته آمریکا هنوز دوره‌هایی در زمینه نوآوری ارائه نکرده‌اند. بسیاری از این مراکز، از دیدگاه تئوری آموزش می‌دهند.

اما در حال حاضر اوضاع کمی تغییر کرده‌است. چون دانشگاهیان تحت فشار بیشتری قرار دارند، چون باید خود را با شرایطی که جامعه بزرگ‌تر اتفاق می‌افتد، مرتبط کنند.

در سال ۲۰۱۴، لن فرمان (Len Ferman) به دانشگاه شمال فلوریدا برای توسعه یک دوره نوآوری دعوت شد. از آن زمان به بعد این دوره برای کالج‌ها دیگر به یک الگویی تبدیل شد. فرمن رئیس سابق شرکت‌هایی مانند بانک مرکزی آمریکا و AT & T  است. او به دنبال طراحی یک دوره ابتدایی در سطح ورودی بود که در زمینه تئوری سبک و در زمینه عملی سنگین بود. عملکرد او به دانش آموزان حسی می دهد که درک کنند، چگونه می‌توانند در دنیای واقعی با نوآوران کار کنند. اخیراً با لن یک نشست داشتم، تا درباره نحوه تدریس نوآوری اطلاعات کسب کنم.

رابرت تاکر (Robert Tucker): لن، شما ۲۵ سال به عنوان یک مدیر نوآوری و یک مشاور در شرکت‌های فورچون ۵۰۰ سپری کردید. بنابراین چه چیزی باعث شده‌است که شما تصمیم بگیرید که این چالش را قبول کنید؟

لن فرمان (Len Ferman): من با کار کردن در حوزه نوآوری یاد گرفته‌ام که به شکاف‌ها و نیازهای برآورده نشده توجه کنم. زمانی که آن‌ها از من دعوت کردند تا به عنوان اعضای هیئت علمی با آنها قرارداد کنم، من کمکی نمی‌توانستم بکنم، چون من هیچ توجهی به دو شکاف موجود در روش آموزش نداشتم. اول اینکه، رشته‌های اصلی از جمله بازاریابی، مدیریت و رفتار سازمانی، تمرکزی را که باید بر روی نوآوری بین رشته‌ای باشد را فراهم نمی‌کنند. دوم اینکه، اغلب دوره‌های درکالج ها آموزش یک طرفه را فراهم می‌کنند. دانش آموزان به سخنرانی‌ها گوش می‌دهند، مطالب را می‌خوانند و مطالعات موردی را مرور می‌کنند. دیدگاه من این بود که تدریس نوآوری باید دو طرفه باشد. برای نسل هزاره جدید و نسل Z باید یک تجربه تعاملی باشد که در آن زمان دانش آموزان به شرکت کنندگان تبدیل می‌شوند. من با کار خودم در سازمان‌های بزرگ این دانش را داشتم که شما با انجام دادن این کار یادگیری را درونی می‌کنید.

تاکر (Tucker): من کاملاً این را قبول دارم که در سرتاسر دنیا اصول نوآوری را مدیران آموزش داده‌اند. بنابراین، با توجه به تجارب شرکتی شما در بازنگری این که چگونه باید دانش آموزان کمک کرد تا آنها به دانش آموزان نوآوران تبدیل شوند، بسیار مفید بود؟

فرمان (Ferman): در طول دوره شغلی خودم، من خوش‌شانس بودم که توانسته بودم در تمام جنبه‌های نوآوری دخیل بودم. حس می‌کردم من به یک دیدگاه روشن از این فرآیند رسیده‌ام. بنابراین دیدگاه من آموزش ساده و گام‌به‌گام برای رسیدن به این نوآوری را در برداشت. بسیاری از مردم درباره “قسمت جلوی نوآوری” که درآن ایده‌ها خلق می‌شوند و “پایان نوآوری” که در این قسمت کار واقعی توسعه و اجرا اتفاق می‌افتد، صحبت می‌کنند. برنامه من این بود که با شفافیت و وضوح ساختار را برای این قسمت نوآوری فراهم کنم تا هر کس بتواند آن‌ را به خوبی درک کند.

تاکر (Tucker): پس ما را از طریق رویکرد ساده شما به این فرآیند نوآوری نزدیک می‌شویم.

فرمان (Ferman): من آموزش نوآوری را تا شش پله بالا بررسی می کنم. سه مرحله اول در قسمت جلویی نوآوری قرار دارند. من این سه قسمت را با این ترتیب نام می‌برم: اکتشاف کردن، در نظر گرفتن و ارزیابی کردن. در ابتدا شما مسئله را بررسی می‌کنید، سپس یک کلمه فانتزی برای ایجاد ایده که بتوان مشکل را با این ایده حل کرد. و در نهایت ایده‌های خود را ارزیابی می‌کنیم و یک راه‌حل بهینه را انتخاب می‌کنیم.

تاکر (Tucker): در مورد پایان نوآوری چطور؟

فرمان (Ferman): سه مرحله ساده در اینجا طراحی، توسعه و راه‌اندازی هستند. طراحی صورت گرفته تماماً در مورد یک رویکرد تکراری ساخت و آزمایش نمونه‌های اولیه سریع با مشتریان است. توسعه، جایی اتفاق می‌افتد که شما در واقع محصول، سرویس، برنامه یا فرآیندی را که طراحی کرده اید، به ساخت برسانید. و سپس راه‌اندازی این است که برنامه بازاریابی خود را اجرا کرده و به بازار ارائه دهید.

تاکر (Tucker): من در حال بررسی بعضی از ارزیابی‌ها بودم و دانش آموزان شما در مورد این تجربه دو طرفه تعاملی که درس شما فراهم می‌کند صحبت می‌کنند. در این باره هم با من صحبت کنید.

فرمان (Ferman): به خصوص جوانان به یک تجربه همه‌جانبه پاسخ می‌دهند. این امر این توانایی را در آنها ایجاد می‌کند که خیلی عمیق از فرآیند نوآوری و درک اصول اخلاقی در نوآوران قدردانی کنند. من برای رسیدن به این هدف، یک پروژه گروهی را راه‌اندازی کردم و کل ترم در حال اجرای این پروژه بودم. کار در تیم‌ها به این صورت است که دانشجویان یک شرکت تجاری عمومی را انتخاب می‌کنند که در آن نوآوری بتوانند داشته باشند. برای سه ماه آینده دانش آموزان از طریق مراحل نوآوری با هم همکاری می‌کنند. آن‌ها چیزی را که در کلاس درس یاد می‌آموزند را می‌گیرند و فوراً آن را در تیم‌های خود برای “مشتریان” به کار می‌برند. من در این تیم‌ها، چهار مرحله اول را انجام می‌دهم: اکتشاف ، تفکر ، ارزیابی و طراحی. آن‌ها این ترم را با یک نمونه اولیه طراحی و طرح طراحی خود را به پایان رساندند.

تاکر (Tucker): شما چطور می‌توانید یک تجربه تعاملی برای دانش آموزان ایجاد کنید؟

فرمان (Ferman): من تمام سعی خودم را می‌کنم که بین کلاس‌هایی که برای توضیح گام‌های نوآوری دارم و کلاس‌هایی که در آن در واقع روی جنبه‌های کلیدی پروژه گروه کار می‌کنیم، تعادلم را حفظ کنم. در این روش، من به طور فعال به کلاس‌های درس سر می‌زنم و تیم‌ها را در هنگام کار با یکدیگر، هدایت کنم. بنابراین برای مثال، من یک کلاس اختصاصی برای تحقیق در مورد مصرف کنندگان دارم که در آن هر تیم روی یک گروه تمرکز می‌کند و به صورت فرضی کار خود را روی تیم دیگر اجرا می‌کند در این شرایط یکی از تیم‌ها به عنوان مشتریان فرضی عمل می‌کند. زمانی که تیم‌ها یک جلسه‌ی فکری کوتاه طوفانی را با استفاده از همکلاسی‌ها به عنوان شرکت کنندگان برگزار می‌کند، پررنگ شدن اهمیت ترم نمایان می‌شود و در پایان ترم، یک کارگاه طراحی را برگزار می‌کنیم که در آن هر تیم یک نمونه اولیه برای خودش تولید می‌کند تا مشخص کند که آیا ساخت یک آیتم فیزیکی با مواد دستی و یا شبیه‌سازی یک وب سایت با ایجاد مجموعه‌ای از اسلایدهای پاورپوینت با لینک‌های جاسازی شده جایگزین می‌شود.

تاکر (Tucker): شما یک کتاب درسی برای کلاس نوشته‌اید،” خلاقیت و نوآوری کسب‌وکار: دورنما و بهترین روش‌ها” که من به آن کمک کردم. آیا می‌توانید تفاوت این کتاب را توضیح دهید و اینکه چرا این کتاب متناسب با کلاس‌های شما است؟

فرمان (Ferman): این کتاب مجموعه‌ای از ۲۵ عنوان است که کار نویسندگان برجسته، مطالعات موردی و پروفایل‌ شرکت‌های نوآوران در آن آمده است. برای دنبال کردن مراحل فرآیند نوآوری این فرآیند در هشت فصل سازماندهی شده‌است. چه خواننده یک دانش‌آموز باشد یا مدیر شرکت، آن‌ها می‌توانند از اصول نوآوری عملی و همچنین تمرین‌های خاصی که امکان اجرا کردنش را دارند، بهره‌مند شوند. برای مثال، فصلی که درباره‌ ایجاد ایده‌ها صحبت می‌کند، بسیاری از روش‌های خلاقانه خاص را ارائه می‌دهد. این فصل در مورد ارزیابی ایده، که من این فصل را به طور کامل نوشته‌ام، برای ارزیابی ایده‌ها رویکرد ۱۰ مرحله‌ای را ارائه می‌دهد. این کتاب غرق در تئوری و تعریف نیست. بلکه این کتاب در زمینه نوآوری یک راهنمای عملی است.

تاکر (Tucker): آیا می‌توانید میزان تاثیری که این کلاس بر روی دانش آموزان دارد را توضیح دهید؟

فرمان (Ferman): من فکر می‌کنم که قطعاً در دانشگاه شمال فلوریدا این کلاس می‌تواند تاثیرگذار باشد. در سه سال گذشته، در هر ترم در سه روز اول ثبت‌نام‌ها پر شده‌است. این نشانه خوبی است که بیان می‌کند دانش آموزان ما ارزش کلاس‌ها را می‌دانند.

تاکر (Tucker): شما فکر می‌کنید که این کلاس می‌تواند در طولانی مدت، دانش آموزان را تحت تأثیر قرار دهد؟

فرمان (Ferman): در این کلاس، به دانش آموزان برای بررسی و حل مشکلات کسب‌وکار یک چارچوبی ارائه می‌کند که در همه زمینه‌ها مفید خواهند بود. اینکه آیا شما به مشتریان خارجی یا داخلی خدمت می‌کنید یا خیر، نیاز به بهبود تجربه مشتری برای حفظ رقابت دارید. و در بلند مدت زمانی که هوش مصنوعی بسیاری از مشاغل سنتی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد، افرادی که در حل خلاقانه مسائل مهارت دارند، همچنان برای آنها تقاضای بالا ادامه خواهند داد. من متوجه می‌شوم که کلاس من به دانش آموزان من کمک می‌کند که برای کسب موفقیت در کوتاه‌مدت و بلند مدت آماده باشند.

تاکر (Tucker): متشکرم لن. تعدادی از دانش آموزان شما به من گفتند که همه آن‌ها تحت‌تاثیر آنچه در این درس به آن‌ها گفته شده، قرار گرفتند.

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: FORBES
ترجمه شده در گروه مجله بیستک به قلم شهرام شیری