در جهانی که در آن زندگی بسیار سخت، پر مشغله، پیچیده است و با استرس سرشار شده است، داشتن همدلی و همدردی مانند چسبی است که مکان های کاری را یک دست نگه می دارد و آن ها را در کنار هم نگه می دارد.

همدردی و همراهی توانایی است که به واسطه ی آن می توانید احساسات دیگران را شناسایی کنید و دیدگاه ها و نقطه نظرات آن ها را درک کنید. زمانی که ما احساس می کنیم که پذیرفته شده ایم و معتبر هستیم، همین امر باعث ساختن اعتبار و اعتماد بیش تر شده و به دنبال آن عملکرد رهبری و مدیریت بهتر می شود.

۸ عادت رهبران بسیار همدل

مطالعات دریافتند که مدیران و رهبرانی با همدردی و همدلی بیش تر روی کارایی و بازده کارمندان، وفاداری آن ها و همراهی و تعامل شان تاثیر مستقیمی می گذارند.

در واقع، باید در نظر بگیرید که همدلی و همراهی تنها به زندگی شخصی مان محدود نمی شود. این همان چیزی است که هر فردی در محیط کار خود به آن نیاز دارد تا بتواند به واسطه ی آن یک کارمند اندوهگین را تسکین دهید یا این که تنش و استرس خود را با رییس تان در میان بگذارید و این که بتوانید به راحتی ایده های تان را با دیگر افراد در میان بگذارید.

برای این که شما یک فرد با توانایی و قابلیت همدردی و همدلی باشید، نیازی نیست تا به صورت حرفه ای برای این کار تعلیم و آموزش دیده باشید. انسان ها به صورت ناخود آگاه موجوداتی اجتماعی هستند و ذات آن ها اجتماعی است و مغز ما به صورت ناخودآگاه برای برقراری ارتباط با دیگران فعالیت می کند و ارتباط  برقرار می کند. بنابراین تنها کاری که شما باید انجام دهید، یعنی واقعا تنها کاری که نیاز است انجام دهید این است که همدلی کردن را تمرین کنید.

این ها درس هایی هستند که من آن ها را در دوره ای که به عنوان مربی با صد ها مشتری کار می کردم، یاد گرفته ام تا به واسطه ی این درس ها تبدیل به رهبر و مدیری با همدلی بالا شوم. از آن ها برای یادگیری بیش تر داشتن همدلی و همراهی در کارتان استفاده کنید.

۱- همیشه حضوری کامل و پررنگ داشته باشید

قبل از این که من مشتریانم را ببینم، محیطی را ایجاد می کنم که در آن جا احساس راحتی کنم و بتوانم به صورت کامل تمرکز کنم. برای این که شما نیز بتوانید در محیط کار خود همدلی و همراهی را پیاده کنید، لازم است تا همین کار را به صورت مشابه انجام دهید.

گوشی تلفن همراه تان را خاموش کنید یا این که حداقل آن را سایلنت کرده و جلوی چشمان تان نگذارید. نوتیفیکیشن های مربوط به ایمیل تان را سایلنت کنید. حتی بهتر است لپ تاپ تان را قبل از ورود به جلسه و ملاقات با مشتریان تان کنار بگذارید. همیشه به افراد نهایت توجه و احترام را داشته باشید. درست همان طور که خود شما دوست دارید با شما این گونه رفتار شود، یعنی همان احترام و توجه مشابهی که برای خودتان توقع دارید.

۲-  هنر خوب گوش کردن را تقویت کنید

به عنوان یک مربی، من وظیفه دارم تا به مشتریان خود برای گذر از موانع جاده ای شان کمک کنم تا به این طریق آن ها بتوانند به منظور دستیابی و رسیدن به اهداف شان بهترین عملکرد را داشته باشند. همین امر باعث می شود که آن ها مطمئن شوند هدف اولیه ی من اولویت ها و چیز هایی است که آن ها ترجیح می دهند.

علاوه بر این، به صورت مشابه نیز رهبری همدلانه و همراه با دلسوزی مستلزم این است که شما بدون قضاوت کردن و بدون پیش فرض به آن ها گوش دهید و فرضیه ها و نظریه های خود را پشت در بگذارید. به جای از پیش قضاوت کردن شما نیاز دارید تا از مهارت های گوش دادن تان به صورت فعال برای دستیابی به دیدگاه های مورد نیاز تان استفاده نمایید، که این موارد شامل گزینه های زیر می شوند:

  • منعکس کردن حرف هایی که شنیده اید؛ برای مثال گفتن جمله هایی مانند: ” چیزی که من شنیدم این است که شما می گفتید … ، یا چیزی که من متوجه شدم این است که …. “.
  • واکنش های تایید کننده ی حرف هایی که شنیده اید با انجام عکس العمل هایی مانند: ” لبخند زدن، با تکان دادن سر تایید کردن یا گفتن جمله های کوتاه تایید کننده ای مانند: متوجه ام، اممم …”.
  • عکس العمل های تشویق کننده: ” و بعد ؟ “.

حتی در پاسخ هایی این چنینی به حرف هایی که از مشتریان تان می شنوید می توانید استایل های شخصی تان را نیز اضافه نمایید تا به این طریق اصالت و واقعی بودن را به پاسخ ها و عکس العمل های تان اضافه نمایید. این واکنش ها را در هنگام گوش دادن به حرف های دیگران به کار ببرید.

۳- به ارتباطات غیر کلامی روی بیاورید

ارتباطات و به صورت کلی برقراری ارتباط تاثیری عمیق تر از کلمات دارند و به تنهایی این ارتباطات بسیار موثر هستند. برای مثال زمانی که متوجه این می شوید که فردی دچار تنش است، استرس دارد یا به صورت ناگهانی با شما تماس چشمی برقرار می کند، همه ی این ها سر نخ ها و نشانه هایی است که شما می توانید برای برقراری ارتباط و همدلی با دیگران از آن ها استفاده کنید و از همدلی برای برقراری ارتباط استفاده کنید.

زمانی که احساس می کنم که یک مشتری واکنش یا عکس العمل به خصوصی مانند خشم شدید یا اشک ریختن دارد، من رویکرد عادی و معمولی خودم را تغییر می دهم و به سمتی می روم که احساسات و عواطف مشتریان را کشف کنم. به جای این که به آن ها این اجازه را دهم که احساساتی که دارند را نادیده بگیرند، من به آرامی و با مهربانی هر چه تمام تر از آن ها تقاضا می کنم که توضیح دهند چه اتفاقی برای شان افتاده است و چه احساسی دارند. با این کار به آن ها این اجازه را می دهید تا به راحتی استرس و نگرانی های شان را با شما به اشتراک بگذارند بدون این که نگران این باشند که به خاطر احساسات شان مورد قضاوت قرار بگیرند و از آن ها انتقادی صورت بگیرد.

شما می توانید همین کار را به صورت مشابه با اعضای تیم تان نیز انجام دهید. اگر می بینید که کسی آزرده شده و ناراحت است، به آرامی از او سوال بپرسید و بگویید که چه خبر شده است؟ بیش تر در خصوص اتفاقاتی که برای تان افتاده است به من بگویید؟. گاهی اوقات به سادگی و راحتی می توانید از او بپرسید که ” چه چیزی در ذهن تان می گذرد؟ ” و با گفتن همین جمله ی بسیار ساده می توانید راه گفت و گو و برقراری ارتباط را باز کنید.

۴- مکث کردن را تمرین کنید

بعضی مواقع برای همراهی و کمک کردن به دیگران، ما اغلب اوقات وسط حرف دیگران می پریم، حرف آن ها را قطع کرده و شروع می کنیم به گفتن جمله هایی برای ابراز همدردی، توصیه کردن و در کل نیز حرف آن ها را قطع می کنیم و وسط حرفشان می پریم. در طول مکالمه هایی که دارید، پنج ثانیه برای پاسخ دادن مکث کنید و منتظر بمانید. این کار شاید در ابتدا راحت نباشد، این که حرف نزنید و کمی سکوت کنید، اما در ادامه خواهید دید که این راهکار تا چه اندازه می تواند مفید باشد و این که به کل حرف نزنید و چیزی نگویید چه تاثیری دارد.

یادگیری این که با سکوت کردن احساس راحتی کنید و با این روش ریلکس کنید، یکی از راحت ترین و آسان ترین راه ها ست و جزء مهارت های با ارزشی است که من در طول دوران کاری خود یاد گرفته ام و این مهارت جزء یکی از بهترین راهکار ها برای ساختن اعتبار، اعتماد و برقراری ارتباط سریع با دیگران است.

۵- مشاوره دادن و ارائه ی توصیه های لازم را با کنجکاوی کردن تان جایگزین کنید

به جای این که اعتقادات و نظریات تان را به دیگران انتقال دهید ، از دیگران سوالاتی را بپرسید تا با این سوالات و پاسخ های آن ها بهتر بتوانید نقطه نظرات و دیدگاه های آن ها را درک کنید، سوالاتی مانند موارد زیر را بپرسید:

  • چه احساسی در این باره دارید؟
  • آیا می توانید در این باره بیش تر به من توضیح دهید؟
  • چه منظوری دارید؟
  • چه چیزی می تواند کمک کننده باشد و چطور می توانم به شما کمک کنم؟
  • از این موضوع چه چیزی را درست می کنید؟

۶- به جای کلمه ی “من” از کلمه ی “ما” استفاده کنید

اغلب مراجعه کننده هایی که نزد من می آیند معمولا این طور می گویند که در مبارزات و درگیری هایی که دارند احساس سردرگمی و انزوا می کنند. به این منظور که به آن ها نشان دهید که بفهمند در این مسیر تنها نیستند، برای این منظور نیز به سرعت در خصوص راهکار هایی برای مقابله با چالش ها و مشکلات شان با آن ها صحبت کنید و با ضمیر ” ما ” برای حل مشکلات آن ها و همکاری تیمی با آن ها صحبت کنید تا از این طریق مطمئن شوند که در این مسیر تنها نیستند و شما به آن ها کمک خواهید کرد، به این ترتیب آن ها احساس قدرت کرده و پشتیبانی شما را احساس می کنند.

تحقیقات صورت گرفته نشان دهنده ی این موضوع است که تغییر زبان می تواند اولین قدم در اتخاذ نگرش و عملکرد همدلانه محسوب شود. در واقع، افرادی که در زمان حرف زدن شان بیش تر از ضمایر دوم شخص استفاده می کنند، توانایی بهتری در تفسیر افکار، احساسات و رفتار های دیگران دارند، که این موارد از واجبات و ملزومات احساس همدلی و همراهی داشتن با دیگران محسوب می شوند.

یکی از بهترین راه ها برای برقراری ارتباط با دیگران این است که با آن ها در خصوص نقاط مشترک و اهداف یکسانی که دارید صحبت کنید تا به این طریق بتوانید با آن ها ارتباط بهتری برقرار کنید. در واقع با گفتن جمله هایی مانند بیایید در خصوص کارهایی که در ادامه باید انجام دهیم صحبت کنیم تا بتوانیم مساله را حل کنیم یا ما این مشکل را حل خواهیم کرد می توانید به خوبی راهی برای برقراری ارتباط با دیگران بیابید و با احساسات آن ها همراه شوید.

۷- نقطه نظرات و دیدگاه های آن ها را متصور شوید

در این مورد به خصوص باید تمام سعی و تلاش تان را به کار بگیرید تا مشکلات را از دید آن ها ببینید، در واقع باید خودتان را جای آن ها بگذارید و ببینید که آن ها با چه ترس هایی مواجه هستند. علاوه بر این ببینید که آن ها رویای چه تغییراتی را در سر شان دارند و چه آرزوها و اهدافی را دنبال می کنند.

برای این منظور بهتر است که این راهکار را با خودتان تمرین کنید و ببینید که چگونه می توانید خودتان را جای آن ها بگذارید و از این طریق نقطه نظرات آن ها را دنبال کرده و متصور شوید. سعی کنید مثبت فکر کرده و درست تصور کنید. برای مثال به افراد این تفکر را بدهید که در جایی هستند که بسیار مکانی قابل احترام بوده و برای آن ها و تفکراتشان احترام زیادی قائل هستید.

این تغییرات در ذهنیت و طرز تفکر می تواند باعث بروز تغییرات مثبتی در خلق و خوی شما شوند و با این تمرین ها می توانید مطمئن شوید که در وضعیتی همدلانه و همراه با مراجعه کنندگان تان باقی می مانید.

۸- روی علم و اگاهی داشتن از احساسات خودتان کار کنید

یکی از موارد مهمی که در زمینه ی تلاش برای داشتن احساس همدلی و همراهی با دیگران وجود دارد این است که در وهله ی نخست روی احساسات و واژگان عاطفی خودتان کار کرده و آن ها را به خوبی بشناسید. با شناخت دقیق احساسات خودتان در مرحله ی نخست می توانید به خوبی احساسات دیگر افراد شناسایی کنید و مهارت تان برای درک احساسات و تفکرات دیگران را تقویت نمایید. در نتیجه روی کلمه های احساسی که به کار می برید تمرکز کرده و آن ها را شناسایی کنید.

در زمان هایی که میزان دلسوزی و همدلی من بسیار کم تر از دیگر زمان ها است، خصوصا در زمان هایی که بسیار عصبی هستم یا نگرانی ها و درگیری های به خصوصی دارم، این زمان و این حالت ها در واقع نشانه ای است که به من می گوید باید بیش از پیش روی احساساتم تمرکز کنم و احساس همدلی خود را بازیابی و تقویت کنم.

احساسات تان را تقویت کنید و روی آن ها کار کنید، چرا که وقتی درون شما خالی از احساس و همدلی باشد نمی توانید با دیگران احساس همدردی کرده و آن ها را بفهمید.

منبع: FORBES
ترجمه شده در گروه مجله بیستک به قلم  رویا رجایی